201
مباني شناخت

در قلمرو حس و نه در قلمرو عقل است ، اين شناخت ها به قلمرو «وحى» تعلق دارد . قلمرو «وحى» همان قلمرو «قلب» در مبحث شناخت است . البته در مباحث عقيدتى به همه شناخت هايى كه در قلمرو قلب است «وحى» گفته نمى شود ، بلكه اين شناخت ها به سه نوع تقسيم مى شود : وسوسه ، الهام و وحى .
درباره شناخت هاى نوع اول در سوره انعام آيه 121 آمده است :
«وَإِنَّ الشَّيَـطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَآئِهِمْ .
و همانا شياطين به دوستان خود وحى مى كنند...»
.
همان طور كه ملاحظه مى كنيد ، القائات و ادراكاتى كه از طريق شياطين براى پاره اى از انسان ها حاصل مى شود ، در قرآن به عنوان «وحى» مطرح شده ، چنان كه در سوره «ناس» از آنها تعبير به «وسوسه» شده است . ۱ در مباحث عقيدتى نيز به اين گونه ادراكات ، وسوسه گفته مى شود .
و در مورد شناخت هاى نوع دوم يعنى الهام ، در سوره قصص آيه 7 مى خوانيم :
«وَأَوْحَيْنَآ إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِى الْيَمِّ وَ لَا تَخَافِى وَ لَا تَحْزَنِى إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَيْكِ وَ جَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ .
و به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير بده و اگر برجان او بيم داشتى ، او را به دريا انداز ، و مترس و بيمناك مباش كه ما حتما او را به تو باز مى گردانيم و او را از پيامبران قرار خواهيم داد»
.
در اين جا نيز ملاحظه مى فرماييد كه القائات و ادراكاتى كه از جانب خداوند به مادر حضرت موسى عليه السلام در مورد نحوه نگهدارى از او شده ، در قرآن با عنوان «وحى» آمده است . ولى در مباحث عقيدتى به اين گونه شناخت ها كه براى غير پيامبران حاصل مى شود «الهام» گفته مى شود و همان طور كه در قرآن و روايات

1.«مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ * الَّذِى يُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ النَّاسِ» (ناس : آيه ۴ و ۵) .


مباني شناخت
200

يعنى آيا مردمى كه جهانبينى آنان حسى است و جز زندگى مادى چيز ديگرى نمى فهمند ، نمى خواهند بينديشند؟ نمى خواهند از دريچه عقل خود استفاده كنند و وجدان خود را قاضى قرار دهند؟ اگر چنين كنند ، عقل آنان در محكمه وجدان به روشنى ، حكم مى كند كه آفرينش آسمان ها و زمين و موجوداتى كه ميان آنهاست ، نمى تواند باطل و پوچ و بى معنا و بى هدف باشد؛ و اگر پشت ديوار ماده چيزى وجود نداشته باشد ، نه تنها جهان محسوس و ماده ، بى هدف و بى معناست ، بلكه زندگى نيز پوچ و بى هدف است . و به حكم عقل ، نه ماده ، نه آسمان و زمين و ساير موجودات و نه زندگى نمى توانند بى هدف باشند . بلكه عقل با مطالعه جهان ماده ، هدفدارى و معنا را در عمق آن به روشنى ملاحظه و مشاهده مى كند .
آيه ديگرى كه مى توان آن را در زمينه شناخت قلمرو عقل از ديدگاه قرآن كريم مطرح كرد ، آيه 190 از سوره آل عمران است كه مى فرمايد :
«إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَـفِ الَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَأَيَـتٍ لِّأُوْلِى الْأَلْبَـبِ .
همانا در آفرينش آسمان ها و زمين و رفت و آمد شب و روز ، آيات و دلايل و نشانه هايى [بر حكمت و قدرت آفريدگار هستى] براى صاحبان انديشه و عقل هست»
.
يعنى اگر انسان از دريچه عقل جهان ماده را مورد مطالعه و بررسى قرار دهد ، از اين مطالعه قطعا به شناخت ماوراى ماده مى رسد و عمق هستى را ادراك مى كند .
بنا بر اين ، قلمرو عقل ، شناخت هستى از طريق استدلال و برهان ، و از اثر پى به مؤثر بردن ،و از تدبير با مدير آشنا شدن است .

قلمرو قلب در قرآن

در قرآن كريم و همچنين احاديث اسلامى ، شناخت هايى مطرح شده است كه نه

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 424627
صفحه از 484
پرینت  ارسال به