215
مباني شناخت

بدون تعليم و تلقين و تكرار يك عمل ، و يا استفاده از هر گونه ابزار در انسان تحقق يافت ، آن احساس و علم ، فطرى است ، و اگر در تحقق نيازمند به ابزار بود ، غير فطرى است .

2 . همگانى نبودن

شناخت هاى غير فطرى چون ريشه در طبيعت انسان ندارد و نيازمند به ابزار هستند و ابزار آن براى همه مردم در همه زمان ها و در همه مكان ها ميسّر نيست ، تابع شرايطى مى باشند كه زمينه پيدايش آنها را فراهم سازد ، در هر زمان و مكان و در هر فردى كه شرايطِ به وجود آمدن شناخت هاى غير فطرى محقق شد ، آن معرفت براى او حاصل مى شود و لذا معارف غير فطرى نمى توانند همگانى باشند .
بنا بر اين اگر مشاهده شد كه احساس و معرفتى در همه انسان ها در طول تاريخ وجود داشته و دارد ، معلوم مى شود كه آن احساس و معرفت ، ريشه در ذات انسان دارد ، مانند تمايلات جنسى و يا احساس علاقه به فرزند و يا ادراك عدم امكان تناقض .
البته همان طور كه اشاره شد ، توجه به اين نكته ضرورى است كه شناخت هاى فطرى در صورتى فعليت مى يابند كه شرايط شكوفايى فطرت محقق شود و موانع برطرف گردد ، و لذا اگر مشاهده شد كه فرد يا افرادى فاقد تمايلات جنسى هستند ، و يا فرزند نمى خواهند ، و يا با اين خواستِ طبيعى خود مبارزه مى كنند و يا تناقض را ممكن مى دانند ، اين معنا با فطرى بودن معارف مذكور منافات ندارد و به همگانى بودن اين احساسات و معارف لطمه اى نمى زند ؛ زيرا وجود فطرت ، يك واقعيت است و شكوفايى آن واقعيتى ديگر . بنا بر اين در اين گونه موارد بايد علل و عوامل عدم شكوفايى فطرت را جستجو نمود .


مباني شناخت
214

باب توحيد فطرى كارايى عمده اى دارد .
مسئله اين است كه با كدام معيار مى توان شناخت هاى فطرى را كه ريشه در سرشت انسان دارد شناخت و معارف فطرى را از غير فطرى تفكيك نمود؟

علايم شناخت هاى غير فطرى

شناخت هاى غير فطرى ، دو نشانه دارند كه با توجه به آن دو به سادگى مى توان ادراكات فطرى را از غير فطرى تميز داد :

1 . نيازمندى به ابزار

معارف فطرى اعم از معارف فطرى حسى و عقلى و قلبى ، چون ريشه در فطرت و طبيعت انسان دارند ، در تحقق نيازى به ابزار ندارند . احساسات جنسى از معارف فطرى حسى ، و ادراك ممكن نبودنِ تناقض از معارف فطرى عقلى ۱ و احساس علاقه به فرزند از معارف فطرى قلبى است كه همه اين ادراكات بدون تعليم و تعلم و بدون واسطه شدن هيچ وسيله اى براى انسان حاصل است .
ولى معارف غير فطرى انسان ، باز اعم از معارف فطرى حسّى و عقلى و قلبى ، چون ريشه در فطرت و طبيعت انسان ندارند ، در تحقق ، نيازمند به وسيله و ابزارى هستند كه آنها را ايجاد نمايد ولذا امكان ندارد كه كسى ناخودآگاه و بدون استعمال مواد افيونى ، معتاد به مواد مخدر گردد و يا اين كه بدون تحصيل ، يك دانشمند بزرگ رياضى شود . ۲
بنا بر اين ، نخستين معيارى كه مى تواند شناخت هاى فطرى را از غير فطرى جدا كند ، واسطه شدن ابزار در تحقق معرفت است كه اگر احساس و علمى ،

1.بدين معنا كه انسان براى درك بطلان تناقض نياز به آموزش ندارد ؛ بلكه همين اندازه كه مفهوم هستى ، مفهوم نيستى و مفهوم جمع ميان هستى و نيستى را درك كند ، به روشنى مى فهمد كه تناقض ممكن نيست.

2.البته مسئله اعجاز باب ديگرى است ، آن هم علت و ابزار خاصى دارد كه در مباحث نبوت عامه مورد بحث قرار خواهد گرفت .

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 424621
صفحه از 484
پرینت  ارسال به