221
مباني شناخت

نقد نظريه مادّى گرايان

نظريه ماديون در مورد منابع شناخت ، در چهار جمله خلاصه مى شود :
1 . انسان در بدو تولد هيچ نمى داند .
2 . شناخت هاى انسان همراه با زندگى تجربى او آغاز مى شود .
3 . اگر انسان فاقد همه حواس باشد ، فاقد همه شناخت هاست .
4 . تنها راه شناخت ، حس است .
به نظر ما سه مطلب اول درست ، و مطلب چهارم نادرست است . يعنى ما قبول داريم كه انسان در ابتداى تولد هيچ نمى داند ، و شناخت هاى او همراه با زندگى تجربى او آغاز مى شود و اگر راه حس مسدود شود ، انسان هيچ گونه شناختى نمى تواند داشته باشد؛ ولى اينها دليل آن نيست كه تنها راه شناخت حس است ، و مركزى براى تعقل و انديشه در انسان وجود ندارد و انسان از راه انديشه نمى تواند به شناخت هاى جديدى برسد كه از راه حس ، رسيدن به آن شناخت ها ممكن نيست .
بنا بر اين ما با ماديون در اين كه انسان در آغاز پيدايش فاقد همه شناخت هاست و فقدان همه حواس با فقدان همه شناخت ها مساوى است ، اختلافى نداريم . تنها نقطه اختلاف ما با ماديون در اين جاست كه ما مى گوييم :
انسان علاوه بر حس ، منبع شناخت ديگرى به نام عقل دارد كه اين منبع با تغذيه از حس ، شناخت هاى جديدى توليد مى كند كه اين شناخت ها پايه و اساس كليه معارف و شناخت هاى علمى و فلسفى انسان است .

تغذيه عقل از حس

كار عقل در توليد شناخت هاى عقلى ، شبيه كار درخت در توليد ميوه است . كار درخت اين است كه از خاك و آب و هوا و نور تغذيه مى كند و ميوه توليد مى نمايد؛ كار عقل هم همين است .


مباني شناخت
220

مسدود شود و حواس پنجگانه از انسان گرفته شود ، انسان هيچ گونه شناختى از هستى نمى تواند داشته باشد . اين واقعيت ثابت مى كند كه تنها مركز و منبع مستقل براى شناخت ، حواس پنجگانه است .
توضيح ، اين كه : انسان در بدو تولد هيچ نمى داند و شناخت ها و آگاهى هاى انسان همراه با زندگىِ تجربى او آغاز مى شود .
يعنى از وقتى كه انسان با جهان ماده سرو كار پيدا مى كند و زندگى تجربى او شروع مى شود ، مى شنود ، مى بيند ، مى بويد ، مى چشد و لمس مى كند . با تماس حواس با اشيا و شروع زندگى احساسى ، شناخت هاى انسان شروع مى شود ، و به تدريج هر چه تجربه او بيشتر شود ، دامنه شناخت هاى او گسترده تر مى گردد ، و هر چه انواع تجارب وى بيشتر شود ، انواع شناخت هاى انسان افزون مى گردد .
انسانى كه فاقد هر يك از حواس پنجگانه باشد ، نمى تواند تجربه اى را كه از طريق آن حس براى آدمى حاصل مى شود كسب كند . مثلاً كور مادرزاد مفهوم رنگ را نمى فهمد و همچنين كر مادرزاد مفهوم صدا را ادراك نمى كند . و بدين جهت اين افراد شناختى را كه مربوط به اين دو حس است ، نمى توانند تحصيل نمايند . و اگر همه حواس تعطيل شود و راه حس به طور كلى مسدود گردد و انسانى را فرض كنيم كه نه مى بيند ، نه مى شنود ، نه مى بويد و . . .چنين انسانى هيچ گونه شناختى نمى تواند داشته باشد . از اين جا معلوم مى شود كه همه شناخت هاى انسان به حواس او مربوط مى شود و حس ، يگانه منبع معرفت و تنها راه شناخت است .
تا اين جا نظريه مادى گرايان درباره منابع شناخت و دليلى را كه براى اثبات نظريه خود آورده اند ، توضيح داديم . اكنون بايد ديد كه آيا اين نظريه صحيح است يا خير ؟ و اگر صحيح نيست ، دليل بطلان آن چيست؟

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 438410
صفحه از 484
پرینت  ارسال به