249
مباني شناخت

فصل دوم :موانع عقلى و قلبى

همان طور كه حس با وجود موانع نمى تواند چيزى را درك كند ، عقل نيز با وجود مانع نمى تواند چيزى را ادراك نمايد . موانع شناخت هاى عقلى نيز ، مانند موانع شناخت هاى حسى ، چهارنوع است ، با همان ترتيب و توضيحى كه در موانع حسى ذكر شد . يعنى موانع شناخت هاى عقلى ، گاه مانع شناختن است و گاه مانع درست شناختن ، گاه مانعيت آنها دائمى است و گاه موقت .
بر اين اساس ، براى تبيين موانع شناخت هاى عقلى ، چهار مسئله بايد مورد بررسى قرار گيرد :
1 . بررسى موانعى كه قدرت ادراكى عقل را ضعيف مى كند .
2 . بررسى موانعى كه با بروز آنها ، عقل قادر به ادراك نخواهد بود .
3 . بررسى موانعى كه شناخت هاى عقلى را به طور موقت از انسان سلب مى كند .
4 . بررسى موانعى كه شناخت هاى عقلى را به طور دائم از انسان زائل مى گرداند .

زنگارهاى آينه عقل

ذهن و عقل ، آينه اى است كه حقايق عقلى را نشان مى دهد . آينه اگر بى زنگ و بى رنگ باشد ، صورتهايى را كه در برابرش قرار مى گيرد ، آن چنان كه هست ،


مباني شناخت
248

2 . موانع دائمى شناخت؛
3 . موانع موقت درست شناختن؛
4 . موانع دائمى درست شناختن .
نوع اول ، موانعى است كه حس را به طور كلى نابود نمى كند ، بلكه موقتا از ادراك آن جلوگيرى مى نمايد ، مثل اين كه چيزى جلو چشم انسان را بگيرد و موقتا مانع ديدن او شود ، و يا تزريق آمپولى به قسمتى از بدن او موجب گردد آن قسمت از بدن به طور موقت بى حس شود .
نوع دوم ، موانعى است كه در صورت بروز آنها يك يا چند حس به طور دائم تعطيل مى شود؛ مانند بيمارى هايى كه موجب كورى يا كرى و يا زايل شدن ساير حواس مى گردد .
نوع سوم ، موانعى است كه موقتا مانع درست شناختن مى شود؛ مانند اين كه كسى چشم خود را به حالتى در آورد كه يكى را دوتا ببيند كه در اين صورت حس بينايى تعطيل نمى شود ، ولى كار خود را درست انجام نمى دهد . لذا اين تغيير حالت چشم ، مانع درست شناختن است ، نه مانع شناختن ، و نيز مانعيتش موقت است نه دائم؛ زيرا به محض اين كه چشم به حالت طبيعى باز گردد ، واقع بينى به آن باز خواهد گشت .
و چهارمين نوع ، موانعى است كه نمى گذارد انسان هيچ گاه واقعيات را آن گونه كه هست ، بشناسد؛ مانند كسى كه چشمانش لوچ ۱ است و از آن رو هميشه يكى را دوتا مى بيند و هيچ گاه موفق به تشخيص واقعيات از طريق حس باصره نمى شود .

1.لوچ : اَحوَل ، چپ چشم ، چشم گشته ، كج چشم ، كسى كه چشمش پيچيده باشد. مثال از سعدى : خويشتن را بزرگ پندارىراست گفتند : يك ، دو بيند لوچ [فرهنگ عميد]

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 438394
صفحه از 484
پرینت  ارسال به