293
مباني شناخت

از اين رو ، امام چهارم عليه السلام در دعا مى فرمايد :
أى رَبِّ ، بِأنْفُسِنا إسْتَخْفَفْنا عِندَ مَعصِيَتِكَ لا بِعَظَمَتِكَ... و حَقَّنا أضَعْنا لا كَبِيرَ حَقَّكَ.۱خدايا ما به خودمان اهانت كرده ايم هنگام نافرمانى از تو ، نه به عظمت تو... و حق خود را ضايع كرده ايم ، نه حق بزرگ تو را.

ظلم اجتماعى

ظلم اجتماعى عبارت است از رعايت نكردن جايگاه واقعى حقوق مردم و تخلف از قوانينى كه موجب تأمين نيازهاى واقعى جامعه است .
كسى كه حقى را كه مربوط به ديگرى است غصب مى كند ، جايگاه واقعى آن حق را رعايت نكرده ، از قانون نظام جامعه تخلف كرده و بدين جهت مرتكب ظلم اجتماعى شده است .
«إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَ لَ الْيَتَـمَى ظُـلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ نَارًا .۲
آنان كه اموال يتيمان را به ظلم مى خورند ، همانا آتش در شكم هاى خويش مى كنند»
.
مال يتيم بايد نصيب يتيم شود؛ اگر ، به ناحق ، نصيب ديگرى شد ، در جايگاه واقعى خود قرار نگرفته ، مفهوم ظلم تحقّق يافته است . حق كارگر بايد به جيب كارگر برود ، اگر به جيب كارفرما رفت ، جايگاه واقعى خود را نيافته ، ظلم تحقق يافته است و ...

مانعيت ظلم از شناخت

تا اين جا مفهوم ظلم و انواع آن را توضيح داديم . اكنون بايد ديد كه چگونه

1.بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۱۲۵ ح ۴ .

2.نساء : آيه ۱۰ .


مباني شناخت
292

پروردگارا ! ما به خود ستم كرديم» .
علت اين كه نافرمانى خداوند ظلم به نفس است ، اين است كه انسان براى استيفاى حقوق طبيعى خود راهى بجز اجراى فرمان هاى الهى ندارد كه اوامر الهى در جهت تكامل انسان ، و نواهى او در جهت جلوگيرى از انحطاط اوست و كسى كه خدا را نافرمانى مى كند ، يا جسم او زيان مى بيند يا جان او و يا هر دو . و نافرمانى خداوند موجب مى شود كه انسان جايگاه واقعى امور را در مورد حقوق خود رعايت نكند؛ و بالاخره نافرمانى خداوند براى خدا ضررى ندارد ، بلكه ضررش مستقيما متوجه شخص نافرمان و عاصى مى گردد . در اين مورد امام صادق عليه السلام از ابو ذر سخن جالبى را بدين مضمون نقل كرده است كه : مردى به ابوذر نامه اى نوشت و از او خواست كه هديه اى از مسائل علمى برايش بنويسد ، ابوذر در پاسخ نوشت :
إنَّ العِلمَ كَثِيرٌ ، ولكِن إنْ قَدَرتَ أن لا تُسِى ءَ إلى مَن تُحِبُّهُ فَافْعَلْ. علم بسيار است ، ولى اگر مى توانى به كسى كه او را دوست مى دارى بدى نكنى ، چنين كن.
پاسخ ابو ذر بسيار دقيق و جالب بود ، ولى سؤال كننده ، معناى اين سخن ظريف را نفهميد . اين بود كه از ابو ذر پرسيد : مگر كسى را ديده اى كه نسبت به فرد مورد علاقه خود بدى كند كه اين توصيه را به عنوان يك هديه علمى به من تعارف مى كنى؟! ابوذر پاسخ داد .
نَفسُكَ أحَبُّ الأنفُسِ إلَيكَ ، فَإذا أنتَ عَصَيتَ اللّهَ فَقَد أسَأتَ إلَيهَا. 1 خودت محبوب ترين افراد نزد خود هستى و وقتى تو خدا را نافرمانى كنى ، قطعا به خود بدى كرده اى.

1.الكافى : ج ۲ ص ۴۵۸ ح ۲۰ . نيز ، ر . ك : ميزان الحكمة : باب ۲۴۳۳ (ظلم النفس) .

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 438285
صفحه از 484
پرینت  ارسال به