355
مباني شناخت

براى آنها باز است ، از حيات عقلى و روحانى و انسانى برخوردارند . و بر اين اساس قرآن كريم به افرادى كه فاقد شناخت هاى عقلى و قلبى هستند ، مرده خطاب مى كند و به پيامبر اسلام صريحا اعلام مى نمايد كه :
«إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوْاْ مُدْبِرِينَ * وَ مَآ أَنتَ بِهَـدِى الْعُمْىِ عَن ضَلَــلَتِهِمْ۱.۲
تو نمى توانى سخن خود را به مرده ها بفهمانى و حرف خود را به گوش آنان كه كرند و پشت كرده فرار مى كنند ، برسانى و تو نمى توانى آنان را كه كورند ، از گمراهى بازدارى و راهنمايى كنى»
.
يعنى مواعظ الهى و سخنان پيام آوران خدا ، تنها در هدايت و راهنمايى كسانى مؤثر است كه از حيات انسانى برخوردار باشند ، ۳ ولى آنان كه در نتيجه كردار ناشايسته زندگى معنوى و حيات واقعى خود را از دست داده اند ، قابل هدايت نيستند و حتى پيامبر اسلام قادر به راهنمايى آنان نيست .

مرده زندگان!

در احاديث اسلامى كسانى كه فاقد زندگى معنوى و حيات عقلى و روحى هستند «ميت الاحياء» يعنى مرده زندگان ناميده شده اند ، و مرده هاى حقيقتى اينان اند .
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در حديثى مى فرمايد :
لَيْسَ مَنْ ماتَ فَاسْتَراحَ بِمَيِّتٍ ، إنَّما المَيِّتُ مَيِّتُ الأحْياءِ.۴كسى كه مرد و راحت شد مرده نيست. همانا مرده حقيقى مرده زندگان است!

1.نمل : آيه ۸۰ و ۸۱ .

2.آيه ۵۲ سوره روم نيز مشابه اين آيه است .

3.«لِّيُنذِرَ مَن كَانَ حَيًّا ؛ تا هشدار دهد آن كس را كه زنده است»(يس : آيه ۷۰) .

4.الأمالى ، طوسى : ص ۳۱۰ ح ۶۲۵ . براى آشنايى با تمام احاديثى كه در اين مورد ، رسيده است ، ر . ك : ميزان الحكمة : باب ۳۶۸۴ (ميت الأحياء) .


مباني شناخت
354

در اين جا اين سؤال مطرح مى شود كه آنچه موجب قفل شدن قلب و ابتلاى انسان به اين بيمارى است چيست؟
امير المؤمنين عليه السلام در روايتى خطاب به گروهى كه به اين بيمارى مبتلا هستند ، پاسخ سؤال فوق را چنين داده اند :
قَدْ قادَتْكُم أزِمَّةُ الحَينِ ، و اسْتَغْفَلَتْ عَلَى قُلُوبِكُم أقفالُ الرَّينِ.۱تحقيقا مهارِ هلاكتْ شما را به دنبال خود كشيده و قفل هاى زنگار ، غلاف و حجاب دل هاى شما شده است.
زنگارهايى كه موجب قفل شدن قلب مى شود ، همان تيرگى ها و غبارهايى است كه در اثر هوسرانى و كارهاى ناشايسته بر آينه قلب مى نشيند و در آيه كريمه و روايتى كه ذكر شد ، از آنها به قفل هاى قلب تعبير شده است ؛ به لحاظ اين كه اين زنگارها منابع شناخت هاى عقلى و قلبى را كاملاً مسدود مى كند .

8 . مردن قلب

گاهى بيمارى هاى انديشه و روان چنان شدت مى يابد كه انسان به كلى فاقد شناخت هاى عقلى و قلبى مى گردد . اين جاست كه قلب مى ميرد و مرگ عقلى انسان فرا مى رسد .
يكى از نكات آموزنده قرآن كريم و احاديث اسلامى آن است كه براى انسان دو نوع زندگى مطرح مى كنند : زندگى جسم و زندگى روح ، يا حيات حسى و حيات عقلى . زندگى جسم انسان وابسته به سلامتى حواس ظاهرى اوست و زندگى روح و حيات عقلى انسان به سلامتى حواس باطنى او بستگى دارد .
به عبارت ديگر : كسانى كه حس ، تنها راه شناخت آنهاست ، حيات آنها حيات جسمانى و حيوانى است ، و كسانى كه راه شناخت هاى عقلى و قلبى نيز

1.غرر الحكم : ح ۶۶۸۹ .

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 436397
صفحه از 484
پرینت  ارسال به