357
مباني شناخت

مرگ قلب بيمار شده است و به گفته امام عليه السلام در ادامه :
قَد خَرِقَتِ الشَّهَواتُ عَقْلَهُ ، و أمَاتَتِ الدُّنيا قَلْبَهُ .۱هوس ها عقل هوسران را فاسد ، و دنياپرستى قلب او را ميرانده است.
امام عليه السلام در سخنى ديگر مى فرمايد :
مَن قَلَّ وَرَعُهُ ماتَ قَلبُهُ ، و مَن ماتَ قَلبُهُ دَخَلَ النّارَ.۲كسى كه پرهيز و پرواى او كم شود ، دلش مى ميرد و كسى كه دلش بميرد ، اهل دوزخ است .
يعنى هوسرانى و ارتكاب مكرر كارهاى ناشايسته موجب مرگ دل مى شود ، و كسى كه دلش مرد ، چون ديگر نمى تواند راه بهشت را پيدا كند ، قطعا اهل دوزخ است .

تذكر

قبلاً توضيح داده شد كه كلمه قلب ، در قرآن ، در سه معنا به كار رفته است :
1 . مركز تعقل و انديشه .
2 . مركز شناخت هاى غير حسى و غير عقلى .
3 . نفس و روح انسان .
و گفته شد كه منبع اصلى همه ادراكات و شناخت هاى انسان ، قلب به معناى سوم يعنى روان انسان است . در حقيقت ، وقتى كلمه قلب در معناى اول يا دوم به كار مى رود ، در بعدى از ابعاد ، يا دريچه اى از دريچه ها ، يا ابزارى از ابزارها و يا مرتبه اى از مراتب خود به كار رفته است . اين خلاصه اى است از آنچه در فصل اول درباره معناى قلب در قرآن ذكر شد . ولى ظاهرا در آيات و رواياتى كه در

1.نهج البلاغة : خطبه ۱۰۹ .

2.همان : حكمت ۳۴۹ .


مباني شناخت
356

مرده زندگان كسى است كه مى خورد ، مى خوابد ، راه مى رود ، توليد مثل مى كند و بالأخره زندگى حيوانى دارد ، ولى فاقد زندگى انسانى است ، يعنى عقل و قلب او احساس و شعور خود را از دست داده اند ، لذا توانايى شناخت حقايق عقلى و قلبى را ندارد .

موجبات مردن دل

آنچه موجب مردن دل و مرگ عقل انسان مى شود عبارت از هوسرانى و انجام كارهاى ناشايسته است . هوس ، عقل انسان را به تدريج بيمار مى كند و هوسرانى ، رفته رفته بيمارى انديشه و روان را شدت مى بخشد ، و در اوج شدت بيمارى عقل و قلب مى ميرد و با مردن عقل و قلب ، انسان زندگى واقعى و حيات انسانى خود را از دست مى دهد . امير المؤمنين عليه السلام مرگ عقلى انسان را اين گونه تشريح كرده است :
مَنْ عَشِقَ شَيئا أعشى بَصَرَهُ و أمْرَضَ قَلْبَهُ ... .كسى كه عاشق چيزى شود ، عشق ، ديده عقل او را نابينا و دلش را بيمار مى كند...
در اين قسمت از سخنان امام عليه السلام عشق كه اوج شدت هوس است ، به پرده اى تشبيه گرديده كه جلو ديده عقل را مى گيرد و انسان را در تاريكى انديشه قرار مى دهد ، و نيز به ميكربى تشبيه شده كه موجب بيمارى قلب و روان و حقيقت انسان مى گردد و وقتى كه قلب بيمار شد ، به گفته امام عليه السلام در ادامه :
... فَهُوَ يَنظُرُ بِعَينٍ غَيرِ صَحِيحَةٍ ويَسمَعُ بِاُذُنٍ غَيرِ سَمِيعَةٍ .پس وى (كسى كه دلش بيمار است) با ديده اى ناسالم مى نگرد و با گوشى ناشنوا مى شنود... .
چرا ديده عقل نمى بيند و گوش عقل نمى شنود؟ چون بيمارى هوس موجب

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 438263
صفحه از 484
پرینت  ارسال به