59
مباني شناخت

با افسوس فراوان بايد اعتراف كرد كه بسيارى از مردم به اين بيمارى روانى مبتلايند ؛ چراكه پيامدهايش در عرصه هاى بسيارى (چون : امور عقيدتى و نظرى) ظاهر است ، بويژه در سه موردى كه امام صادق عليه السلام معيّن فرموده است : اعتقادات دينى ، سياست ، و امور ادارى . از ايشان روايت شده است كه فرمود :
ثَلاثُ خِلالٍ يَقولُ كُلُّ إِنسانٍ إنَّهُ عَلى صَوابٍ مِنها : دينُهُ الَّذى يَعتَقِدُهُ ، و هَواهُ الَّذى يَستَعلى عَلَيهِ ، و تَدبيرُهُ فى اُمورِهِ.۱سه عرصه است كه هر انسانى مى گويد من در آن بر حقّم : دينى كه بِدان اعتقاد مى ورزد ، خواسته هايى كه بر او مستولى است ، و مديريت او در كارها.
در اين سه عرصه همه گمان مى كنند كه آنچه مى گويند ، با واقع مطابق است و هيچ كس احتمال نمى دهد كه ادّعايش خطا باشد .

احتمال اشتباه در باورهاى دينى

هر كه از دين يا مذهبى پيروى مى كند ، عادتا در اعتقادات دينى خود ، ترديد راه نمى دهد . هيچ كس احتمال نمى دهد كه عقايدش نادرست باشد و اگر از درستى يا نادرستى عقايد كسى بپرسى ، به صورت قطع پاسخ مى دهد كه تنها ، عقايد او صحيح است و با واقع مطابقت دارد . نيز قطع دارد كه هر كسى خلاف آن را بر زبان براند ، يا بر خلاف آن معتقد شود ، عقايدش نادرست و غير واقعى است و سخنش از علم ، به دور است .

1.تحف العقول : ص ۳۲۱ .


مباني شناخت
58

براى توضيح اين پديده ، مى گوييم كه انسان با حقايق هستى با چهار حالت ، رو به رو مى شود :
1 . اين كه حقيقتِ چيزى را بداند و بداند كه مى داند . وى در اين صورت ، حقيقتا «عالِم» است .
2 . اين كه حقيقتِ چيزى را بداند ؛ ولى خود نداند كه مى داند . وى در اين صورت ، گرفتار غفلت و نسيان است و «غافل» ناميده مى شود .
3 . اين كه حقيقتِ چيزى را نداند ؛ ولى بداند كه نمى داند (يعنى به نادانى خود ، عالِم است) . وى در اين حالت ، «جاهل (نادان)» است .
4 . اين كه حقيقتِ چيزى را نداند و نداند كه نمى داند (يعنى به نادانى خود ، جاهل است) ؛ بلكه تصوّر مى كند كه مى داند . وى در اين صورت ، «جاهل مركّب» ناميده شود . ۱
براى روشن شدن تفاوت ميان جهل بسيط و جهل مركّب مى گوييم : جهل بسيط ، آن نادانى اى است كه با نادانى ديگر تركيب نشده است (مانند اين كه انسان فلان راه ، يا فلان شخص و يا فلان مسئله علمى را نمى داند) ؛ ولى جهل مركّب يا جهل فراگير ، عبارت است از دو نادانى كه با هم تركيب شده اند : جهل اوّل ، نادانى انسان به يك چيز است ـ كه همان جهل بسيط است ـ و جهل دوم ، اين است كه انسان ، نادانى اش را «علم» تصوّر كند و اين خود ، جهلى ديگر است كه با جهل نخست ، تركيب مى شود و از تركيب آنها ، جهل مركّبْ حاصل مى گردد . ۲

1.در لغت نامه دهخدا ، جاهل مركّب ، چنين معنا شده است : «جاهل مركّب : آن كه علم وى با واقع مطابق نباشد ، آن كه گمان برد چيزى را مى داند و به واقعْ آن را نمى داند ، قسيم جاهل بسيط كه جهل وى مطلق است و اصلاً جاهل به چيزى است» .

2.در لغت نامه دهخدا ، جهل مركّب ، چنين معنا شده است : «جهل مركّب : اعتقاد داشتن بر ماهيّت چيزى ، به طورى كه اين اعتقاد خلاف ماهيّت آن باشد؛ اعتقاد جازم غير مطابق با واقع ، خواه مستند به شبهه باشد و خواه مستند به تقليد ، پس ثبات را در جهل مركّب ، اعتبارى نيست . و سبب آن كه آن را مركّب ناميده اند ، اين است كه آدمى چيزى را بر خلاف آنچه حقيقت اوست ، اعتقاد كند ... ، كه اين خود يك جهل است ، و سپس اعتقاد كند كه اعتقاد او عين صواب است ، و اين خود يك جهل ديگر است ، كه با هم تشكيل و تركيب يافته و به نام جهل مركّب معروف گرديده است» .

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 438135
صفحه از 484
پرینت  ارسال به