61
مباني شناخت

ابزار و پلى براى رسيدن به قدرت نيست . از همين رو ، امام صادق عليه السلام از عقايد و برنامه هاى سياسىِ حريصانِ قدرت به «خواسته هايى كه بر آنان مستولى است» ، تعبير مى نمايد .

احتمال اشتباه در مديريت

سومين عرصه اى كه همه خود را در آن بدون خطا مى شمرند ، چگونگى تدبير كارهاست . كسى نيست كه خود را در مديريت كارهايى كه به او واگذار شده ، خطاكار ببيند ؛ بلكه جازم است كه خود ، بهترين مدير و مديريتش ، بهترين مديريت است . همگان ، از رئيس حكومت گرفته تا رئيس خانواده ، در بحث مديريت نيكو ، حق را به جانب خود مى دانند و از اين رو ، به كسى اجازه انتقاد نمى دهند .
خلاصه سخن ، اين كه : جزم گرايى در عقايد دينى ، سياسى و مديريت ، بيمارى فكرى و عقيدتىِ رايج است كه تمام جامعه بشرى را تهديد مى كند . ۱

زيان هاى بيمارى خوددانابينى

از زيانبارترين بيمارى هايى كه انسان را تهديد مى كند ، اين است كه خود را عالِم بپندارد . اين بيمارى ، آن گاه كه بر انسان عارض شود و مزمن گردد ، مداوايش نه تنها مشكل ، بلكه چه بسا محال است . تجربه به اثبات رسانده كه جز اندكى ، از اين بيمارى ، رهايى نمى يابند ؛ زيرا آن كه نمى داند كه نمى داند ، به ذهنش نمى رسد كه براى معالجه بيمارى نادانىِ خود بينديشد تا بخواهد درباره دارويش فكر كند؟ از اين رو ، هميشه در نادانى ، باقى مى ماند .

آن كس كه بداند و بداند كه بدانداسب طرب خويش به افلاك رساند

1.قرآن كريم ، در موارد بسيار ، از اين بيمارى بر حذر مى دارد. ر.ك : المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكريم : واژه «أكثر».


مباني شناخت
60

از همين روست كه يك كمونيست به همه مى گويد : همه شما بر خطاييد و تنها ، مكتب و عقيده من ، علمى است . و از آن جا كه در عقايدش احتمال خطا نمى دهد ، به خود اجازه تحقيق نيز نمى دهد .
به همين جهت هم هست كه امام صادق عليه السلام در حديث پيش گفته ، اين گونه جزم گرايى را بيمارى رايج اعتقادى معرفى مى نمايد . بنا بر اين ، تا وقتى انسان به اين بيمارى مبتلاست ، برايش در پالايش عقيده و انتخاب دين درست ، اميدى نيست .

احتمال اشتباه در باورهاى سياسى

باورهاى سياسى ، پس از اعتقادات دينى قرار مى گيرند ، نه فقط از جهت احتمال بروز اشتباه ، بلكه از جهت جزم گرايى و حق را به جانب خود دانستن . دولت ها ، حكومت ها ، سازمان ها ، گروه ها و همچنين افرادى كه براى دستيابى به حكومت و قدرت تلاش مى كنند ، همه مدّعى اند كه حق از آنِ آنهاست و ديگران مى بايد اصول و باورهاى سياسى خود را طبق آنچه آنان درست مى دانند ، تنظيم كنند و آنان از همه به حكومت كردن سزاوارترند .
براى نمونه ، مسئولان امريكايى ، باورهاى سياسى خود را حق مى دانند و به ساير حكومت ها نيز همين باور را پيشنهاد و اجبار مى كنند . در همه كشورها ، هر حزب و گروهى ، خود را بر حق و رقيبش را بر باطل مى داند و همين حالت در اعضاى سازمان و حزب رقيب نيز وجود دارد ؛ زيرا هر كسى كه تلاش مى كند سلطه خود را حاكم سازد ، باورهاى سياسى خود را حق مى داند و باورهاى ديگران را باطل مى شمرد .
اگر اندكى در رفتار كسانى كه براى به دست آوردن پُست ها و دستيابى به قدرت تلاش مى كنند ، بنگريم و در كارهايشان به دقّت تأمّل كنيم ، خواهيم دانست كه تمام آنان هدفى جز استعمار ندارند و تمام ادّعاهاى سياسى شان ، جز

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 438357
صفحه از 484
پرینت  ارسال به