85
مباني شناخت

تعقّل ، براى ما غير قابل تفسير مى نمايد. ۱
همين نظريّه را دانشمند رياضيدان فرانسوى ، ژاك هاداما ، تأييد مى كند ، آن جا كه مى گويد :
وقتى ما به شرايط اكتشافات و اختراعات مى انديشيم ، محال است بتوانيم اثر ادراكات ناگهانى درونى را ناديده بگيريم. هر دانشمند پژوهشگرى ، كم و بيش ، اين احساس را كرده است كه زندگى و مطالب علمى او ، از يك رشته فعاليت هاى متناوب تشكيل شده است كه در پاره اى از آنها ، اراده و شعور وى مؤثّر بوده و بقيّه ، حاصل يك سلسله الهامات درونى بوده اند. ۲
بنا بر اين ، مى توان گفت كه : هر چه امدادهاى غيبى و الهامات درونى يك انديشمند افزون تر شوند ، آرا و عقايدش درست ترند و مى تواند حقايق علمى بيشترى را كشف كند ، و اگر اين امدادها به كمال برسند ، آرا و عقايد انسان از خطا مصونيت مى يابد .
امّا ريشه اين اشراق ها و الهامات درونى چيست؟ مادّه گرايان از پاسخ دادن بدان ناتوان اند ؛ ولى خداپرستان مى دانند كه ريشه آن ، خداوند است . خداوند متعال است كه بر بنده اش منّت مى گذارد و اين موهبت را به هر كه بخواهد ، به اندازه شايستگى اش و به مقتضاى حكمت الهى ، عنايت مى فرمايد ، و دعا يكى از وسايل دستيابى به اين شايستگى است . از اين رو ، امام سجّاد عليه السلام خداوند را مى خواند و به ما مى آموزد كه خداوند را اين گونه بخوانيم تا ما را بر آراى استوار ، مدد برساند :
و أَعوذُ بِكَ مِن دُعاءٍ محَجوبٍ ، و رَجاءٍ مَكذوبٍ ، و حَياءٍ مَسلوبٍ ، وَ احتِجاجٍ مَغلوبٍ ، و رَأيٍ غَيرِ مُصيبٍ.۳

1.انسان ، موجود ناشناخته : ص ۱۳۹ ـ ۱۴۰ .

2.امدادهاى غيبى در زندگى بشر : ص ۸۰ .

3.بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۱۵۶ ح ۲۲ به نقل از كتاب أنيس العابدين .


مباني شناخت
84

6 . امدادهاى غيبى

امدادهاى غيبى ، نقش بزرگى در دست يافتن به باورهاى علمى ، شناخت حقيقت و پالايش عقيده دارند . انسان ، هر قدر هم كه ورزيده و ماهر و آگاه باشد ، به دليل محدود بودن معلوماتش ، نمى تواند به تمام ابعاد مسائل مورد بررسى خود احاطه يابد و از كلّيه زواياى آنها آگاه شود . از اين رو ، اگر بخواهد واقع را بويژه در مسائل پيچيده علمى بيابد ، به امدادهاى غيبى ، و به تعبير ديگر ، به گونه اى از الهام و اِشراق ، نياز دارد . بدين جهت ، الكسيس كارل ، معتقد است كه اكتشافات علمى ، تنها نتيجه انديشه انسان نيست . وى در اين زمينه مى گويد :
به يقين ، اكتشافات علمى ، تنها محصول و اثر فكر آدمى نيست و نوابغ ، علاوه بر نيروى مطالعه و درك قضايا ، از خصايص ديگرى چون : اِشراق و تصوّر خلّاقه ، برخوردارند. آنان با اشراق ، چيزهايى را كه بر ديگران پوشيده است ، مى يابند و روابط مجهول بين قضايايى را كه ظاهرا با هم ارتباطى ندارند ، مى بينند و وجود گنجينه هاى مجهول را به فراست در مى يابند. تمام مردان بزرگ ، از موهبت «اشراق» برخوردارند و بدون دليل و تحليل ، آنچه را دانستنش اهمّيت دارد ، مى دانند... . يك دانشمند بزرگ ، خود به خود ، به سوى راهى كه منجر به كشف تازه اى خواهد شد ، كشانده مى شود.اين ، همان كيفيتى است كه پيش از اين ، «الهام» ناميده مى شد.
دانشمندان را مى توان به دو دسته تقسيم كرد : يكى منطقى و ديگرى اِشراقى. علوم ، ترقّىِ خود را مرهون اين دو دسته متفكّرند. در علوم رياضى نيز كه اساس و پايه اى كاملاً منطقى دارد ، اِشراق ، سهم دارد... . در زندگى عادى نيز مانند قضاياى علمى ، اشراق ، يك عامل شناسايى قوى و در عين حال خطرناك است و تميز آن از توهّم ، گاه دشوار است... و فقط مردان بزرگ و پاكان ساده دل مى توانند با آن به كمال و اوج زندگى معنوى برسند. اين موهبت ، حقّا شگفت انگيز است ، تا جايى كه درك واقعيت ، بدون دليل و

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 438116
صفحه از 484
پرینت  ارسال به