95
مباني شناخت

العالِمُ مَن عَرَفَ قَدرَهُ ، و كَفى بِالمَرءِ جَهلاً أن لا يَعْرِفَ قَدْرَهُ .۱ عالِم ، كسى است كه اندازه خود را بشناسد ، و براى جهل آدمى ، همين بس كه اندازه خود را نشناسد.
روشن است كه منظور از اندازه هر كس ، اندازه دانش اوست ؛ يعنى عالِم حقيقى ، كسى است كه ميزان دانش خود را بشناسد و از غرور علمى و بيمارى خوددانابينى در امان باشد ، و هر كس به اين شناخت نرسد و اندازه دانسته هاى خود را در برابر مجهولاتش نداند ، شايسته نيست كه عالِم ناميده شود ، گرچه از دانش هاى گوناگون برخوردار باشد ؛ زيرا همين نادانى ، براى گم راهى و كاهش ارزش آرا و عقايدش ، كافى است .

2 . عطش فزاينده براى دانش اندوزى

پس از آن كه عالِم ، دانسته هايش را با مجهولاتش به دقّت سنجيد و دانست كه دانسته هايش در برابر مجهولات ، چيزى به حساب نمى آيد ، تشنگى آگاهى و درك ، در وجودش بالا مى رود و عشق و حرص به دانش ، توان و تلاشش را براى شناخت حقايق هستى بالا مى برد ، چنان كه امام على عليه السلام فرمود :
العالِمُ مَن لَا يَشبَعُ مِنَ العِلمِ وَ لا يَتَشَبَّعُ بِهِ.۲عالِم ، آن است كه از دانش ، سير نگردد و گمان نكند كه سير شده است.
چنان كه فرمود :
العالِمُ الذى لا يَمِلُّ مِن تَعَلُّمِ العِلمِ.۳عالِم ، از فراگيرى دانش ، خسته نمى شود.

1.نهج البلاغة : خطبه ۱۰۳ .

2.غرر الحكم : ح ۱۷۴۰ .

3.همان : ح ۱۳۰۳ .


مباني شناخت
94

نزد من ، دانش اوّلين و آخرين است.
همان عالِمى كه در توصيف دانش او قلم ها مى شكنند و زبان ها لال مى گردند و نمى توانند او را توصيف كنند ؛ همو كه مى فرمود :
لَقَدِ اندَمَجتُ عَلى مَكنونِ عِلمٍ لو بُحتُ بِهِ لَاضطَرَبتُم اضطِرابَ الأَرشِيَةِ فِى الطَّوِيِّ البَعيدَةِ.۱در اقيانوس دانش نهانى فرو رفته ام ، كه اگر چنان كه هستم ، آشكار گردم ، شما همانند ريسمانى كه در چاهى ژرف مى لرزد ، [ مضطرب و] لرزان مى گرديد .
همين دانشمند برجسته ، با همه دانش سرشارش ـ كه گوش ها از شنيدنش ناتوان اند ـ دانش خود را در برابر آنچه نمى داند ، هيچ مى شمرد و آن گاه كه در برابر پروردگار ، تضرّع مى كند ، دانش خود را با دانش نامحدود خداوند متعال مى سنجد و در پيشگاه او به نادانى خود ، اعتراف مى نمايد .
در دعاى «يستشير» كه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به وى آموخت و به وى سفارش كرد كه به جانشين پس از خود نيز بياموزد و آن را در هر صبح و شام تكرار كند ، مى بينيم كه وى با تضرّع و زارى ، خداوند عز و جل را چنين مورد خطاب قرار مى دهد :
أنتَ العالِمُ و أَنَا الجاهِلُ .۲تو ، دانايى و من ، نادانم .
اين ، حقيقتى است علمى و دقيق و به راستى ، امام عليه السلام مجامله و مبالغه نمى كند و به اندازه مويى ، از دايره حقيقت ، منحرف نمى شود . آنچه از او صادر مى گردد ، عين حقيقت است ، نه ذره اى كم و نه ذره اى بيش .
سخنى ديگر از امام على عليه السلام كه به معرّفى نشانه هاى عالِم حقيقى و تمييز ميان عالِم حقيقى و غير حقيقى مى پردازد ، چنين است :

1.نهج البلاغة : خطبه ۵ .

2.الدروع الواقية : ص ۲۴۹ .

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 438093
صفحه از 484
پرینت  ارسال به