آنها بهعلت عميقنبودن تحقيقاتشان در مورد روايات مسلمانان، متن عثمان را چيزى بيش از يك نسخهبردارى صرف از صحف حفصه نمىدانند؛ ۱. اين مطلب بدون ترديد نادرست است.
در ميان همه روايات جمعآورى متون قرآنى - چه رواياتى كه جمعآورى متون قرآنى را به قدمتى همانند زمان ابوبكر، يعنى زمانى كه اندكى بيش از يكسال از رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله گذشته بود، مىرسانند و چه رواياتى كه جمعآورى را امرى پايانيافته و در زمانى به تأخر زمان عثمان، يعنى دوازده سال پس از رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و يا حتّى بعد از اين زمان، يعنى زمان مروانبنحكم، مىدانند - آن عامل پيوسته و ثابت كه همواره بهچشم مىخورد، نقشى محورى است كه چه به منزله كاتب شخص پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و چه به منزله گزارشگر ابتكارهاى گوناگون خلفا در مورد مسائل قرآنى، بهوسيله زيدبنثابت، ايفا شده است.
نتايج مقاله
از بررسى دقيق مطالب جان برتن كه از نظر گذشت نكات چندى به دست مىآيد:
1. به اعتقاد جان برتن، انگيزهاى كه اقدام عثمان را در بحث جمعآورى قرآن رقم زد، هراس و نگرانى از گسترش اختلاف قرائات در ميان مسلمانان بود كه مبادا آن اختلاف قرائات، مسلمانان را چون يهود و نصارا بر سر كتابشان دچار تفرقه كند.
2. ماهيّت اقدام عثمان، در مقايسه با اقدام ابوبكر، جمعالمصحف است. توضيح آن كه اقدام ابوبكر، جمعالقرآن بود. يعنى وى آيات پراكنده قرآن در نزد افراد را گردآورى كرده و آنها را در يك جا قرار داد؛ ولى به انتشار آن متون گردآورى شده در ميان مسلمانان نپرداخت؛ بلكه آن را به عمر داد و از عمر به دخترش حفصه به عنوان ميراث شخصى انتقال داده شد. عثمان
1.نولدكه، GeschichtedesQorans، ج۲، ص۵۶؛ بل، Introduction ، ص۴۴