انديشه تفويض و آراى مفوضه؛ واكاوى يك خلط ناموفّق‏ - صفحه 153

5. تفويض در عطا و منع‏

در اين مورد بايد گفت همانا خداوند زمين و آنچه در آن مى‏باشد را براى ايشان آفريده است؛ بلكه انفال و اموال پاكيزه و خمس و غيره را مختص ايشان قرار داده است.
6. تفويض به معناى اينكه در هر واقعه‏اى طبق آنچه مصلحت مى‏بينند، مى‏توانند طبق ظاهر شرع يا به علم شخصى خود يا براساس آنچه خداوند به ايشان الهام مى‏كند، حكم كنند.
اين مورد نيز مانند دو مورد قبلى است و معناى صحيحى از تفويض را دارا مى‏باشد.
با توجّه به معانى صحيح و ناصحيحى كه از تفويض بيان شد، معلوم مى‏شود كه رد كردن مطلق تفويض، بدون توجّه به معانى متفاوت آن، كار صحيحى نيست.۱ از سوى ديگر در مباحث رجال و روايت‏شناسى بايد دقّت كرد كه در جرح و قدح راويان نبايد به مجرد اينكه آن راوى از مفوضه به حساب آمده است، حديث وى را رد كرد؛ چرا كه ممكن است بعضى از معانى صحيح تفويض مورد نظر وى بوده باشد.
برخى ادّعا كرده‏اند كلمه تفويض در مورد معانى ناصحيح آن شهرت بيشترى دارد و لذا هركجا به طور مطلق حرف از تفويض آمد، منظور همان تفويض ناصحيح است كه اين مطلب با توجّه به معانى مختلف بيان شده، ادّعايى بى‏دليل است.۲

نتيجه‏

1. گروه مفوضه هرچند داراى افكار غاليانه بوده‏اند، امّا هرگز به لحاظ كمّى (تعداد افراد) و كيفى (وجود شاخصه‏هاى عمده فرقه‏اى) در حدّى نبوده‏اند كه

1.در كتاب خاندان نوبختى به بعضى معانى فاسد تفويض اشاره شده است /۲۶۵.

2.مقباس /۳۸۲.

صفحه از 155