251. «فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللّهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمّا يَشاءُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ...»
روض الجنان:و بعضى مفسّران گفتند: طالوت پيغمبر بود، و اگر اين روايت درست باشد صغيره و كبيره در حقّ او ممنوع بود، پس اولى باشد كه كتاب را صيانت كنند از حديثهاى مطعون. ۱
472. علامه شعرانى: اين حديثهاى مطعون با اندكى مبالغه از كتب يهود مأخوذ است و چنانكه گفتيم اعتبار به كتب آنان نيست و نويسندگان تواريخ آنان از مسموعات خود حكاياتى با غايت اختلاف نقل كردهاند. ۲
روض الجنان: ديگر مفسّران گفتند: مراد آن است كه اگر نه خداى بلا دفع كردى به مؤمنان و ابرار از كفّار و فجّار، زمين و هرچه در زمين بودى هلاك شدى. ۳
473. علامه شعرانى: در تفسير عبده گويد: اشاره به قاعدهاى است كه مردم عصر ما آن را «تنازع بقا» مىگويند ۴ و گويد اين قاعده از اصول ماديين نيست بلكه در چند جاى قرآن بدان اشاره شده و تنازع افراد انسان براى انتخاب زندگى بهتر است كه در آن عدل و حق و امن حاصل باشد نه براى ظلم و جور، و از اينجا گفت: «لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ» ؛ اگر دفع مردم نبود بعضى به بعضى زمين فاسد مىشد. پس دفاعى مطلوب است كه فساد را از زمين ببرد و آن حكم كه بهتر باشد به جاى فساد نشاند.و جاى ديگر فرمود: «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللّهِ كَثِيراً» . ۵
1.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۸۱.
2.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۰۸.
3.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۸۵.
4.تفسير المنار، ج ۲، ص ۳۹۹، ش ۱۳.
5.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۱۰. حج (۲۲): ۴۰.