227
تفسير نورٌ علي نور ج1

253. «...وَ لَوْ شاءَ اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ وَ لكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ...»

روض الجنان:... و آنگه گفت: اگر من خواهم نكنند، دليل آن نكند كه چون مى‏كنند او مى‏خواهد، براى آنكه معنى اين است كه: باز نموديم، و اين چنان بود كه يكى از ما گويد: اگر سلطان خواهد جهودان به كنشت نشوند روز شنبه، و ترسايان خداى را ناسزا نگويند، و گبركان نكاح محرّمات نكنند، مُراد نه آن باشد كه سلطان مى‏خواهد تا ايشان آن كنند، معنى آن باشد كه سلطان اگر خواهد منع كند ايشان را به قهر، ولكن نمى‏خواهد تا منع به قهر كند براى صلاحى را، و اين روشن است. ۱
474. علامه شعرانى: خداى تعالى انسان را مختار آفريد و اجبار برخلاف سرشت او است. از اين جهت اگر همه نعمتهاى جهان را براى كسى فراهم كنند،او را در جايى محبوس كنند راضى نشود و آزادى را بر همه نعمتها ترجيح دهد و چون مردم مختار باشند هر صنعت و علم و هنر كه از آثار وجود آنان است پديد آورند و در دولت سلاطين جائر كه همه مقهور و دل مرده‏اند كارى از آنها نيايد مگر آنكه جائر بخواهد. لذا خداوند تعالى هم در اوامر و نواهى خود آنان را مجبور نكرد و اگر مى‏خواست مجبور كند مى‏توانست مانند ساير حيوانات كه كار خود را به غريزه انجام مى‏دهند، انسان هم طورى مى‏شد كه از معاصى الهى كه بالفطره اجتناب مى‏كرد. اما مصلحت الهى اين بود انسان مختار باشد تا دقايق علوم و اسرار كون را بتواند گشود. ۲
روض الجنان: [در جنگ صفين مردى شامى از امام امير المؤمنين درباره قضا و قدر پرسيد، امام عليه‏السلام] گفت: به خداى كه هيچ بلند بر نشديم، و هيچ نشيب فرو نيامديم، و پاى بر هيچ ننهاديم الا به قضا و قدر خدا... .
شامى گفت: يا امير المؤمنين! كيف ذلك والقضاء والقدر ساقانا وعنهما كان مسيرنا وانصرافنا؛ چگونه باشد اين قضا و قدر ما را به آنجا راند و از قضا و قدر رفتيم وآمديم؟
و امير المؤمنين عليه‏السلامگفت: يا اَخا اَهْلِ الشّام لعلك ظننت قضاء لازما وقدرا حتما لو كان ذلك لبطل الثواب والعقاب وسقط الوعد والوعيد...؛ گفت: اى برادر اهل شام! همانا قضاء لازم و قدرى حتم گمان بردى، اگر چنين بودى ثواب و عقاب باطل شدى، و وعد و عيد ساقط گشتى... . ۳
475. علامه شعرانى: حاصل جواب اميرالمؤنين عليه‏السلام آن است كه علم خداوند تبارك و تعالى و قضا و قدر و امرا و الزام و اجبار نمى‏آورد كه قدرت را از بنده سلب كند و او مستحق ثواب و عقاب نشود چنان‏كه ما علم داريم.
ملحد گرسنه در خانه خالى و طعام عقل باور نكند كز رمضان انديشد
با اينكه يقين داريم فلان ملحد روزه نمى‏گيرد، او را مجبور نكرديم. ۴

1.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۹۱.

2.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۱۴.

3.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۹۳.

4.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۱۵.


تفسير نورٌ علي نور ج1
226

251. «فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللّهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمّا يَشاءُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ...»

روض الجنان:و بعضى مفسّران گفتند: طالوت پيغمبر بود، و اگر اين روايت درست باشد صغيره و كبيره در حقّ او ممنوع بود، پس اولى باشد كه كتاب را صيانت كنند از حديثهاى مطعون. ۱
472. علامه شعرانى: اين حديثهاى مطعون با اندكى مبالغه از كتب يهود مأخوذ است و چنان‏كه گفتيم اعتبار به كتب آنان نيست و نويسندگان تواريخ آنان از مسموعات خود حكاياتى با غايت اختلاف نقل كرده‏اند. ۲
روض الجنان: ديگر مفسّران گفتند: مراد آن است كه اگر نه خداى بلا دفع كردى به مؤمنان و ابرار از كفّار و فجّار، زمين و هرچه در زمين بودى هلاك شدى. ۳
473. علامه شعرانى: در تفسير عبده گويد: اشاره به قاعده‏اى است كه مردم عصر ما آن را «تنازع بقا» مى‏گويند ۴ و گويد اين قاعده از اصول ماديين نيست بلكه در چند جاى قرآن بدان اشاره شده و تنازع افراد انسان براى انتخاب زندگى بهتر است كه در آن عدل و حق و امن حاصل باشد نه براى ظلم و جور، و از اينجا گفت: «لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ» ؛ اگر دفع مردم نبود بعضى به بعضى زمين فاسد مى‏شد. پس دفاعى مطلوب است كه فساد را از زمين ببرد و آن حكم كه بهتر باشد به جاى فساد نشاند.و جاى ديگر فرمود: «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللّهِ كَثِيراً» . ۵

1.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۸۱.

2.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۰۸.

3.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۸۵.

4.تفسير المنار، ج ۲، ص ۳۹۹، ش ۱۳.

5.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۱۰. حج (۲۲): ۴۰.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93780
صفحه از 724
پرینت  ارسال به