283. «وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلى سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا كاتِباً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ...»
روض الجنان: «فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ» ... وَهُو جَمع رَهْنٍ كَنَعْل ونِعالٍ، وبَغْلٍ وبِغالٍ،... . و رُهُنْ جمع الرِهانِ وهُو جَمْعُ الجَمعِ قالَهُ الفرّاء والكِسائى.
و ابو عبيد گفت: جمع رهن باشد، و در كلام عرب هيچ اسم نيست على فَعْل، و جَمْعه على فُعُلْ الاّ هشت حرف... . ۱
556. علامه شعرانى: از فوايد نادره اين كتاب است كه در جاى ديگر نتوان يافت و فوايد ادبى امثال اين بسيار است رزقنا الله التوفيق لضبطها و الإشارة إليها. و در شرح رضى دَهن و دُهْن آورده است و احتمال تصحيف دارد. ۲
روض الجنان: و سعيد بن مرجانه گفت: بهنزديك عبداللهِ عمر حاضرم بودم، اين آيت برخواند... . ۳
557. علامه شعرانى: مرجانه نام مادر او است و پدرش عبدالله نام داشت. سه سال پيش از سنه صد از دنيا رفت. ۴
284. «...وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللّهُ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ...»
روض الجنان: و عقاب فُسّاق بهنزديك اهل وعيد چنين نيست، و آنچه گفتيم در
آنكه آيت محكم است و منسوخ نيست قول قومى است از اهل معانى كه گفتند: دل را نيز فعلى هست كه حوالت بدوست في قَوْله تعالى: «بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ» . ۵
558. علامه شعرانى: گروهى از مردم كه ادراك معانى غير محسوس بر آنها دشوار نباشد اهل معانى گويند و گروه ديگر كه بر آنها دشوار بود اصحاب حس گويند: آنچه از اعمال به چشم آيد و به حواس ادراك شود در شمار آرند و آنچه محسوس نباشد؛ مانند نيت و ظنّ بد و اعتقاد باطل و عجب و ريا در شمار عمل نيارند و از علوم هم آنچه به حس درآيد صحيح و محكم شمارند و آنچه به عقل ادراك شود از خرافات و اوهام دانند، حديث را به گوش شنوند و يا نقش كتابت آن را به چشم بينند و تعلم آن را خلاف طبع خويش نيابند، اما اصول را بايد به اعتبار و منطق و عقل دريافت. آن را اضلال و خلاف طريقه آل محمد عليهمالسلام دانند. و اينها را اهل ظاهر گويند. ۶
روض الجنان: گريوان. ۷
559. علامه شعرانى: گريبان است. ۸
روض الجنان:قول النَّبي عليهالسلام: نيَّة الْمُؤمنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِهِ، براى آنكه عمل را فتور دريابد و نيّت را فتورى در نيابد. ۹
560. علامه شعرانى: عمل متعلق به جوارح است و قواى جوارح كه بدان عمل صادر مىشود از انسان قواى طبيعى است و قوه نفسانى معارض آن است و از مزاحمت آنهاكلال عارض مىشود؛ مانند آنكه كسى خواهد به بلندى بالا رود و قواى بدنى بر خلاف اراده او مايل به زير است، اما نيت از خودِ نفس است نه قوه معارض آن. ۱۰
1.روض الجنان، ج ۴، ص ۱۴۰.
2.روح الجنان، ج ۲، ص ۴۱۹.
3.روض الجنان، ج ۴، ص ۱۴۵.
4.روح الجنان، ج ۲، ص ۴۲۲.
5.روض الجنان، ج ۴، ص ۱۴۶. بقره (۲): ۲۵۵.
6.روح الجنان، ج ۲، ص ۴۲۳.
7.روض الجنان، ج ۴، ص ۱۴۷.
8.روح الجنان، ج ۲، ص ۴۲۴.
9.روض الجنان، ج ۴، ص ۱۴۹.
10.روح الجنان، ج ۲، ص ۴۲۵.