14. «زُيِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ...»
روض الجنان:... و «شَهْوت» معنيى باشد كه ايجاب صفت مُشْتَها كند، و از جمله اعراض مخصوصه است كه قديم تعالى مختصّ است به قدرت بر آن، و از جمله اصول نعم است... . ۱
589. علامه شعرانى: متكلّمين قديم افعال را بر دو قسم مىكردند: يكى آنكه قدرت بر آن كسى ندارد مگر خداى تعالى و دوم آنكه هم خدا بر آن قدرت دارد و هم ديگرى و قسم اول را اصول نعم گويند و معتزله كه اصل سخن از آنان برخاسته مقصود خويش را منقّح نساختهاند. و حق آن است كه چون وجود ممكن بسته به وجود حق است و در بقا بىنياز از او نيست در فعل هم هر چه كند به قدرت و اراده و اختيار حق كرده است بى آنكه جبر لازم آيد:«ولا جبرَ ولا تفويضَ بل أمر بين الأمرين». و اصول و
فروع نعم همه به قدرت حق است. ۲
روض الجنان: نبايد كه هيچ مردى با زنى به خلوت بنشيند كه سوم ايشان شيطان است، پس ايشان گاه دام شيطان باشند، و گاه پيشرو شيطان باشند، و گاه خود شيطان باشند. ۳
590. علامه شعرانى: اول ايشان درآيند و پس از آنها شيطان و ثالثِ آنها شود. ۴
روض الجنان: و علما در معنى «مسوّمه» خلاف كردند... و ليث گفت: نگاشته از نكوئى. ۵
591. علامه شعرانى: يعنى ممثل و مصوّر مانند مجسمه از حسن ساخته. ۶
روض الجنان: ابن زيد گفت: اَلْمُسَوَّمَةِ الْمُعَدَّةُ لِلْحَرْبِ؛ آن باشد كه براى كارزار به دست نهاده باشند. ۷
592. علامه شعرانى: به دست نهادن را به معنى آماده و حاضر نگاهداشتن استعمال كرده است. ۸
روض الجنان: مراد به «مُسَوَّمَةَ» هماليج اند، يعنى اسپان رهوار. ۹
593. علامه شعرانى: هماليج جمع هملاج است. ۱۰
روض الجنان: ابووهب روايت كند كه رسول عليهالسلام گفت: اسپان باز بنديد و گرد از پيشانى ايشان پاك كنيد و چزى در گردن ايشان بنديد، و زه كمان نبايد و اسپ كه دارى يا كُمَيت اغرّ مُحجَّل بايد يا اشقرى اَغرّ محَجّل يا ادهمى اغرّ مُحجّل. ۱۱594. علامه شعرانى: يعنى زه كمان نبايد در گردن اسب بندى. و «اغر محجّل» آن است كه پيشانى و پاهاى آن سپيد باشد. ۱۲
روض الجنان: و ابوهُرَيْرَه روايت كرد كه رسول عليهالسلام گفت: اسپان، خداوند ايشان را از سه روى باشد: يكى را «اَجْر» بود يكى را «وزر» بود يكى را «ستر»... . ۱۳
595. علامه شعرانى: اسب براى صاحب بر سه وجه است. ۱۴
روض الجنان: «ذلِكَ مَتاع الْحَيوةِ الدُّنْيا» ؛ اين متاع زندگانى دنياست، يعنى اين جمله كه بر شمرد همه تمتّع زندگانى دنياست، اين سراست كه دنياست، و «دنيا» تأنيث اَدْنى باشد؛ نزديكتر، براى آنكه صفت سراست و «دار» مؤنث باشد. ۱۵
596. علامه شعرانى: مؤنث آوردن دنيا براى آن است كه صفت دار است و دار مؤنث است. ۱۶
1.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۰۶.
2.روح الجنان، ج ۲، ص ۴۶۱.
3.روح الجنان، ج ۲، ص ۴۶۲.
4.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۰۹ـ۲۱۰.
5.روح الجنان، ج ۲، ص ۴۶۵.
6.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۱۰.
7.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۱۳.
8.روح الجنان، ج ۲، ص ۴۶۷.
9.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۱۴.
10.روح الجنان، ج ۲، ص ۴۶۸.