28. «لا يَتَّخِذِ الْمُؤمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤمِنِينَ...»
روض الجنان:... مقاتلان گفتند: آيت در حاطب بن أبى بَلْتَعَه آمد و جماعتى از صحابه رسول كه با اهل مكّه اظهار مودّت مىكردند و نامه مىنوشتند به ايشان. ۱611. علامه شعرانى: در ميان مفسران دو تن به نام مقاتل معروفاند و اين كلمه تثنيه مقاتل است. ۲
روض الجنان: حُلفايى. ۳
612. علامه شعرانى: يعنى هم قسم. ۴
روض الجنان:... اين از جمله آن است كه مخالفان بر ما عيب كنند و طعن زنند، اعنى تَقِيَّة، و فرمان خداى تعالى در اين آيت بدو ناطق و در عقل واجب، پس طاعن بر اين طاعن است بر عقل و شرع و قرآن و اخبار و صحابه رسول. ۵
613. علامه شعرانى: گويند: اگر امام و پيغمبر تقيه كنند دين و أحكام دين مخفى ماند و اين منافى فايده و غايت ارسال رسل است چون خدا حكم فرستاد تا آنان به مردم باز گويند و اگر مخفى كنند مقصود الهى حاصل نشود.در جواب گوييم: تقيه در آن وقت جايز است كه حكم الهى مخفى نماند. ۶
روض الجنان: صادق عليهالسلام گفت: الرِّياءُ مَعَ الْمُؤمِنِ شِرْكٌ ومَعَ الْمُنافِق في داره عِبادَةُ، گفت: ريا كردن با مؤمن شرك است و با منافق در سراى او عبادت. ۷
614. علامه شعرانى: قائده سياست امروز همين است كه چون در كشورى بيشتر مردم تابع دين و مذهبى بودند آنها كه به شماره اندكترند مخالفت اكثر نكنند و به مخالفت آنان برنخيزند و به بزرگانِ دين آنها بد نگويند. پس تقيه حكمى بر خلاف اصول و قواعد سياست و عدل نيست. ۸
روض الجنان: هشام بن سالم گويد كه: چون صادق عليهالسلام از دنيا برفت، من و محمّد
بن النّعْمان صاحب الطّاق و ابوجعفر الأحول و جماعتى از اصحابان صادق عليهالسلامبوديم، و مردم چنان گمان بردند كه عبدالله بن جعفر ـ كه پسر مهترين بود ـ امام وقايم مقام پدر اوست. ما در نزديك او شديم و او را گفتيم: يابْنَ رسول اللّه! اگر مردى دويست درم دارد بر او زكاتِ آن چند باشد؟ گفت: پنج درم. گفتيم كه: صد درم دارد؟ گفت: دو درم نيم. ما گفتيم يَابْنَ رسُولِ الله! مرجيان چنين نمىگويند. گفت: من ندانم تا مرجيان چه مىگويند.
نزديك او بيرون آمديم آيس، و دانستيم كه امام نيست براى قلّت علم او به شرع. ۹
615. علامه شعرانى: مرجيان گروهى از مسلمانان صدر اوّل بودند كه مىگفتند با ايمان هيچ گناه كبيره زيان نرساند و ايمان جبران همه معاصى كند؛ چنانكه جمعى از غاليان شيعه گويند با محبت آل محمد صلىاللهعليهوآله همه معاصى آمرزيده است و عمل لازم نيست. ۱۰
روض الجنان: ... و اين خبر ۱۱ براى اين آوردم تا بدانند كه سيرت ائمّه ما عليهمالسلام در عهد ظلمه بنى اميّه و بنى العبّاس تقيّه بوده است... . ۱۲
616. علامه شعرانى: در مجمع البيان از شيخ مفيد نقل كرده است كه تقيه بر چهار قسم باشد: واجب و مباح و مكروه و مستحب. ۱۳ خود فرمايد: گاه تقيه حرام باشد جايى كه سبب قتل مؤمن شود يا از آن فسادى در دين خيزد، و از شيخ طوسى روايت كرده است كه تقيه رخصت است نه واجب؛ حتى اگر خوف نفس باشد جايز است حق را واضح بگويد اگر چه كشته شود. ۱۴
1.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۶۵.
2.روح الجنان، ج ۳، ص ۲.
3.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۶۸.
4.روح الجنان، ج ۳، ص ۴.
5.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۶۹.
6.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۷۱.
7.روح الجنان، ج ۳، ص ۵ .
8.روح الجنان، ج ۳، ص ۶.
9.خبر هشام بن سالم كه در مورد قبلى گذشت.
10.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۷۳.
11.مجمع البيان، ج ۲، ص ۴۳۰.
12.روح الجنان، ج ۳، ص ۷.