291
تفسير نورٌ علي نور ج1

58 . «ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الاْياتِ وَالذِّكْرِ الحَكيمِ»

روض الجنان: «ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ» ، اشارت است به آنچه از قصّه پيغمبران رفت، اَىْ ذلِكَ الَّذي قَصَصْتُ عَلَيْكَ، يعنى اين كه بر شما خواندم از قصّه زكريّا و يحيى و مريم
و عيسى از آيات و دلالات و معجزات، و «ذكر» هم گفت باشد و هم ياد كرد... ۱ .
644. علامه شعرانى: يعنى هم گفتن را ذكر گويند هم ياد كردن را و «نون» از مصدر حذف كرده است. ۲
روض الجنان: ... براى آن «ذكر» را حكيم خواند كه چون خواننده و نظر كننده به آن معتبر شود پندارى دليلى ناطق است به مثابت گوينده كه حكيم باشد و حكمت بر زبان راند، چنان‏كه دلالت را دليلى خوانند براى آنكه از بيان به جايى باشد كه پندارى راه نماينده اوست. ۳
645. علامه شعرانى: يعنى از خواننده و نظر كننده. ۴
روض الجنان:... اُسقف گفت: يا أباَ الْقاسِم اِنّا لانُباهِلُكَ ولكن نُصالِحُكَ؛ ما با تو مباهله نمى‏كنيم ولكن با تو مصالحه مى‏كنيم با ما مصالحتى كنى بر چيزى كه به آن قيام توانيم كردن. رسول عليه‏السلام با ايشان مصالحه كرد بر دو هزار حلّه از حلّه‏هاى اواقى. ۵
646. علامه شعرانى: از اين عبارت چنان مستفاد مى‏كرد كه «اواقى» قسمى حلّه است اما در جاى ديگر نيافتيم و در كتب سير آمده است كه بر دو هزار حله عقد بستند باهر حلّه اوقيه نقره و هراوقيه چهل درهم است و اواقى جمع اوقيه است. والله العالم. ۶
روض الجنان:... عكرمه گفت: يكديگر را سجده كردندى، صادق عليه‏السلام گفت: اتّخاذ ايشان احبار و رهبان را ارباب نه به عبادت بود، بل به تحريم و تحليل حرام بود.
بعضى دگر گفتند: به طاعت داشت* ايشان بود رؤسا و بزرگان را در معصيت خدا. ۷
647. علامه شعرانى: يعنى به طاعت داشتن و نون مصدرى حذف كرده است. ۸

1.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۵۷.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۶۰.

3.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۶۱ـ۳۶۲.

4.روح الجنان، ج ۳، ص ۶۳.

5.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۷۱.

6.روح الجنان، ج ۳، ص ۶۹.


تفسير نورٌ علي نور ج1
290
  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93320
صفحه از 724
پرینت  ارسال به