58 . «ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الاْياتِ وَالذِّكْرِ الحَكيمِ»
روض الجنان: «ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ» ، اشارت است به آنچه از قصّه پيغمبران رفت، اَىْ ذلِكَ الَّذي قَصَصْتُ عَلَيْكَ، يعنى اين كه بر شما خواندم از قصّه زكريّا و يحيى و مريم
و عيسى از آيات و دلالات و معجزات، و «ذكر» هم گفت باشد و هم ياد كرد... ۱ .
644. علامه شعرانى: يعنى هم گفتن را ذكر گويند هم ياد كردن را و «نون» از مصدر حذف كرده است. ۲
روض الجنان: ... براى آن «ذكر» را حكيم خواند كه چون خواننده و نظر كننده به آن معتبر شود پندارى دليلى ناطق است به مثابت گوينده كه حكيم باشد و حكمت بر زبان راند، چنانكه دلالت را دليلى خوانند براى آنكه از بيان به جايى باشد كه پندارى راه نماينده اوست. ۳
645. علامه شعرانى: يعنى از خواننده و نظر كننده. ۴
روض الجنان:... اُسقف گفت: يا أباَ الْقاسِم اِنّا لانُباهِلُكَ ولكن نُصالِحُكَ؛ ما با تو مباهله نمىكنيم ولكن با تو مصالحه مىكنيم با ما مصالحتى كنى بر چيزى كه به آن قيام توانيم كردن. رسول عليهالسلام با ايشان مصالحه كرد بر دو هزار حلّه از حلّههاى اواقى. ۵
646. علامه شعرانى: از اين عبارت چنان مستفاد مىكرد كه «اواقى» قسمى حلّه است اما در جاى ديگر نيافتيم و در كتب سير آمده است كه بر دو هزار حله عقد بستند باهر حلّه اوقيه نقره و هراوقيه چهل درهم است و اواقى جمع اوقيه است. والله العالم. ۶
روض الجنان:... عكرمه گفت: يكديگر را سجده كردندى، صادق عليهالسلام گفت: اتّخاذ ايشان احبار و رهبان را ارباب نه به عبادت بود، بل به تحريم و تحليل حرام بود.
بعضى دگر گفتند: به طاعت داشت* ايشان بود رؤسا و بزرگان را در معصيت خدا. ۷
647. علامه شعرانى: يعنى به طاعت داشتن و نون مصدرى حذف كرده است. ۸