32. «وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ...»
روض الجنان: ضحاك گفت: روا نباشد كه كسى تمنّاى حال كسى كند، نبينى كه حق تعالى چگونه حكايت كرد از آنان كه تمنّاى مثل حال قارون كردند «يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ»۱ ، آنگه چون او را و اموال او را خسف كردند بر آن تمنّا پشيمان شدند، چنانكه خداى تعالى از ايشان باز گفت: «وَ أَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللّهُ عَلَيْنا لَخَسَفَ بِنا...» . ۲
865. علامه شعرانى: بسيارى از مردم گويند در وظايف اخلاقى حكم وجوب و حرمت نيست. و اين آيه ردّ ايشان است؛ چون اگر تمنّاى مثل مال قارون حرام نبود متمنّى سزاوار خسف عذاب نمىگشت. و در تأييد اين آيات بسيار است مثل قوله تعالى «يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ * إِلاّ مَنْ أَتَى اللّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»۳ . و مانند «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤدَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤلاً»۴ . و لكن اعمال ظاهر كه بر جوارح پيدا است هر كس بيند مىداند مرتكب آن معصيت كرده و حكم به فسق او مىكند. اما عمل قلبى چون پيدا نيست مرتكب را در انظار مردم آلوده جلوه نمىدهد. ۵
روض الجنان: ... و قولى ديگر آن است كه: مراد حظّ و نصيب دنياست از رزق، و
مراد به كسب اكتساب مرد است در دنيا رزق و مال را. گفت: هر كسى را نصيبى هست به حسن آنچه صلاح اوست از رزق و كسب و كار او از مردان و زنان، تمنّا زياده نبايد كردن چه اگر صلاح او در آن بودى او را همچنان بدادندى. چون ندادند، مراعات مصلحت او كردند... . ۶
866. علامه شعرانى: خداوند تعالى در اين آيه علت مالكيت و حرمت غصب را بيان فرمود كه چون كسى رنجى برده كسبى كند فايده رنج و نتيجه كسب او ملك خود او است. و قاعده عدل و نظم جهان بر اين مبنا است كه اگر مردم بدانند بهره رنج آنها را ديگرى مىبرد در كسب كوشش نمىكنند و نظام عالم مختل مىگردد و آن كس كه رنجى نكشيده و آسايش گزيده حق ندارد نتيجه زحمت ديگرى را مالك شود و مرد و زن از كسب خود بهره مىبرند. از اين جهت، غصب حرام است و تمناى مال مردم كردن جايز نيست و به جاى آن بايد مرد خود كوشش كند و از خداى بخواهد تا چنانكه بهديگرى نعمت داد بهاو نيز بدهد. و اينها ردّى است بر بسيارى از اوهام مردم عصر ما. ۷
روض الجنان: عبداللهِ عبّاس گفت: مراد نصيب ميراث است كه چون زنان را نصيب كم از نصيب مردان آمد، تمنّاى حال ايشان كردند. خداى تعالى از آن نهى كرد و گفت: هر كسى را نصيب خود است، و بر اين قول «اِكْتِساب» به معنى اصابت و حوز باشد... . ۸
867. علامه شعرانى: «حوز» از حيازت كردن؛ ينى جمع مال. و مؤلّف گويد اين خلاف ظاهر آيه قرآن است؛ چون وارث را كه تصرف در تركه مىكند و آن را مالك مىشود نمىگويند آن را كسب كرده است. ۹
1.قصص (۲۸): ۷۶.
2.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۳۴۳. قصص (۲۸): ۸۲.
3.شعراء (۲۶): ۸۸ ـ ۸۹ .
4.اسراء (۱۷): ۳۶.
5.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۷۶.
6.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۳۴۴.
7.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۷۷.