385
تفسير نورٌ علي نور ج1

75. «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ...»

روض الجنان: ... «اَلْوِلْدان» ، جمع كثير باشد وَلَدْ را، كَخَرَبٍ و خِرْبان وورَلٍ وورْلانِ. ۱
895. علامه شعرانى: «خرب» پرنده‏اى است از جنس مرغابى كه آن را به فارسى شوات يا سرخاب گويند. و «ورل» جانورى است از جنس سوسمار. ۲

78. «...قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللّهِ فَمالِ هؤلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً»

روض الجنان: ... «فَما لِهؤلاءِ الْقَوْمِ» ؛ چه بوده است اين قوم را كه نزديك آن نيست كه چيزى بدانند! وصف كرد ايشان را بقلّة الْفهمِ والتَّفَكُّر. ۳
896. علامه شعرانى: يعنى اگر عاقل باشند بايد بدانند كه موجودات غير مربوط به هم در يكديگر اثر ندارند. دو تن انسان كه نسبت به يكديگر نه علتند و نه معلول، وجود يكى متعلق به ديگرى نيست، مؤثر در هم نيستند. و آنان مقام ولايت براى پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهقائل نبودند و نه مقام تقرب به پروردگار. و هر چيز را يا بايد به وسائط و معّدات نسبت داد، مانند ابر به حركت باد يا به علت فاعلى، اعنى واجب الوجود. ۴
روض الجنان: ... وقَولهُ: «مالِ هؤُلاءِ» در مصاحف «لام» جدا مى‏نويسند، علّت معتمد آن است كه اتّباعاً للْمُصْحف؛ متابعت مصحف را كه به خطّ صحابه چنين يافتند. ۵
897. علامه شعرانى: يعنى آنچه در قرآن بر خلاف قاعده خط نوشتند غرض متابعت قرآنهاى زمان پيغمبر و صحابه است تا از تحريف و تصحيف مأمون باشد از جمله «مال هؤلاء» كه لام حرف جر را از «هؤلاء» جدا نويسند، و علت ديگر كه به تكلّف
ابداع كنند معتبر نيست. و نظير اين در قرآن بسيار است. ۶
روض الجنان: مى‏سگالند. ۷
898. علامه شعرانى: سگاليدن، آماده كردن مقدمات و اسباب كار و تهيه آن است از پيش. ۸

1.روض الجنان، ج ۶، ص ۲۲.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۴۴۰.

3.روض الجنان، ج ۶، ص ۲۶.

4.روح الجنان، ج ۳، ص ۴۴۳.

5.روض الجنان، ج ۶، ص ۲۸.

6.روح الجنان، ج ۳، ص ۴۴۵.


تفسير نورٌ علي نور ج1
384

69. «وَ مَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ...»

روض الجنان: قوْلُهُ: «وَ مَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ» بعضى مفسران گفتند: اين آيت در ثوبان آمد مولاى رسول عليه‏السلام و او پيغامبر را سخت دوست داشتى. روزى درآمد گونه بگشته و اثر حزن و كابت بر روى او ظاهر، رسول عليه‏السلام او را گفت: تو را چه بوده است؟ گفت: يا رسول الله؟ مرا هيچ رنج نبود الاّ ياسه ديدار تو، آنگه انديشه كردم كه فرداى قيامت حال من از هر دو بيرون نبود: يا اهل بهشت باشم، يا اهل دوزخ، و هرگز روى تو نبينم. و اگر از اهل بهشت باشم منزله و جاى من آن جا نبود كه جاى تو باشد، تو را نبينم. خداى تعالى اين آيت فرستاد... . ۱
894. علامه شعرانى: مجردات عالم غيب كه اقدم و اشرف از نفوس متعلق به جسمند در سعادت و كمال پست‏تر از اهل اين جهان نيستند و روح اوليا پس از مفارقت از بدن از همان مجردات غيبى است بى‏آلات جسمانى. و جوارح دنيوى مى‏بينند و مى‏شنوند و معاشرت مى‏كنند و از ملاقات يكديگر بهره‏مند مى‏گردند. و الاّ بايد موجودات اين جهان كامل‏تر از آنها باشند و اين صحيح نيست و ما در عالم رؤيا كه با آن عالم متصل مى‏شويم گاهى از وقايع آينده مطّلع مى‏گرديم كه يقين داريم به قدرت و فطانت خود آن را نفهميده‏ايم بلكه موجودات آن عالم كه از همه چيز خبر دارند به ما الهام كرده‏اند و قوه متخيّله ما آن را به صورت امثال و اشباح در آورد. پس مجردات آن عالم از ما كامل‏ترند و نمى‏توان گفت ما لذت و كمالى داريم بيش از آنان از جمله ملاقات با يكديگر، و اطلاع از هم، چنان‏كه مناسب آن عالم است و ما را به حقيقت آن راه نيست. ۲

1.روض الجنان، ج ۶، ص ۱۱ـ۱۲.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۴۳۴.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93692
صفحه از 724
پرینت  ارسال به