85 . «فَأَثابَهُمُ اللّهُ بِما قالُوا...»
روض الجنان: ... «بِما قالُوا» ، «ما» مصدرى است، أىْ اَثابَهُمُ اللّه بِقَوْلِهِمْ، «هُمْ» در محل مفعول اوّل است. ۱
1125. علامه شعرانى: يعنى هم در فعل اثابهم نه در قولهم. ۲
روض الجنان: عِكرِمه روايت كرد از عبداللهِ عبّاس كه گفت: مردى نزديك رسول آمد و گفت: يا رسول اللّه! من دوش، پارهاى گوشت بخوردم در ميانه شب مرا انتشار رنجه داشت، من گوشت بر خويشتن حرام كردم. ۳
1126. علامه شعرانى: [انتشار] يعنى شهوت. ۴
89 . «لا يُؤاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ فَكَفّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ...»
روض الجنان: طارَقْتُ النَّعْلَ. ۵
1127. علامه شعرانى: «طارَقَ نَعلَيْه» يعنى يكى را روى ديگرى پوشيد. ۶
روض الجنان:... امّا چون گويد: اَقْسَمْتُ اَوْ اُقْسِمُ اَوْ حَلَفْتُ يا چيزى كه لفظ سوگند باشد آنگه گويد من اين سوگند نخواستم او را بر آن تصديق كنند و آنچه ميان او و خدا باشد خداى با او كند آنچه از او داند. ۷1128. علامه شعرانى: اين حكم در آن سوگند است كه با حقوق دنيوى مردم مربوط نباشد، مانند سوگند در عبادات. اما در دعاوى و نزد قاضى چون سوگند خورد ادعاى خلاف ظاهر از او پذيرفته نيست. ۸
روض الجنان: ظاهرستر. ۹
1129. علامه شعرانى: ظاهرالصلاح. ۱۰
روض الجنان:... و ابو حنيفه و اصحابش گفتند: كفّاره را سبب وجوب، حِنْث است تا حِنْث نباشد واجب نبود و فرق نكرد بينَ المالِ و النَّفس، و در زكات رواست كه پيش از آنكه واجب شود بدهند و در كفّاره روا نيست، و مالك در زكات روا نداشت. ۱۱
1130. علامه شعرانى: در زكات برخلاف قاعده مستثنى است فقط در ماه دوازدهم كه هنوز سال تمام نشده زكات انعام و غلات را پيش از وجوب بدهند و در ساير واجبات شرعيه پيش از سبب كافى نيست. ۱۲
1.روض الجنان، ج ۷، ص ۱۱۲.
2.روح الجنان، ج ۴، ص ۳۰۸.
3.روض الجنان، ج ۷، ص ۱۱۶.
4.روح الجنان، ج ۴، ص ۳۱۰.
5.روض الجنان، ج ۷، ص ۱۲۳.
6.روح الجنان، ج ۴، ص ۳۱۵.
7.روض الجنان، ج ۷، ص ۱۲۴.
8.روض الجنان، ج ۷، ص ۱۲۸.
9.روح الجنان، ج ۴، ص ۳۱۸.
10.روض الجنان، ج ۷، ص ۱۳۱.
11.روح الجنان، ج ۴، ص ۳۲۰.