91
تفسير نورٌ علي نور ج1

63. «وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ...»

روض الجنان: ... چون خداى (جلّ جلاله) تورات بر بنى اسرايل فر وفرستاد، و در آن جا آصار و اَثْقال و تكاليف شاقّ بود، بنى اسرايل آن را احتمال نكردند و نمى‏پذيرفتند، و چون مى‏پذيرفتند وفا نمى‏كردند، خداى (جلّ جلاله) بر سبيل تهديد و وعيد و اِعذار و اِنذار بفرمود جبريل را تا كوهى به مقدار لشكرگاه ايشان به طول و عرض يك فرسنگ در يك فرسنگ بر كند از جايگاه، و بر بالاى سرِ ايشان مُعَلّق بداشت به مقدار قامت مردى. ۱
111. علامه شعرانى: در تفسير المنار به تكلّف آن را توجيه كرده است كه مردان در دامنه كوه بودند و نتق به معنى كتاب زلزله است، پس كوه مى‏لرزيد و آنها مى‏ترسيدند كه سنگ جدا شود و بر آنها افتد. و يكى از علماى اهل كتاب در تفسير حديث خودشان گويد: شريعت مانند كوهى بر سر آنان قرار گرفت و خداوند گفت آن را بگيريد و عمل كنيد؛ يعنى كوه استعاره براى تورات است. و قول مشهور ظاهر است هر چند يك فرسنگ مبالغه باشد. و در ميان بنى اسرائيل معجزات كونيه بسيار بود. ۲
روض الجنان: [بقوّة...] ابن بحر* گفت: مراد آن است كه بالْقَبُول، ابوعلى گفت: به قدرتى كه خداى تعالى شمار را داده است. و در آيت دليل است بر آنكه قدرت قبل الفعل باشد، براى آنكه امر به فعل قبلِ فعل باشد، و خداى تعالى خبر داد كه: قدرت پيش امر است، پس قدرت به دو دَرَج پيش از فعل باشد. ۳ **
112. علامه شعرانى: * ابو مسلم محمد بن بحرِ اصفهانى از بزرگان معتزله است و كتابى در تفسير دارد. ۴113. ** متكلّمين گويند قدرت قبل از فعل است. و در كافى چند روايت آمده كه قدرت با فعل است و چون خبر واحد است و مخالف عقل، علماى ما بر آن اعتماد نكردند. ۵

1.روض الجنان، ج ۱، ص ۳۱۹.

2.روح الجنان، ج ۱، ص ۲۱۳.

3.روض الجنان، ج ۱، ص ۳۲۰.

4.روح الجنان، ج ۱، ص ۲۱۴. از كتاب تفسير ابومسلم اصفهانى (۲۵۴ ـ ۳۲۲ ق) ظاهراً نسخه‏اى به جا نمانده است. اما آقاى سيد محمدرضا غياثى كرمانى نظريات تفسيرى او را از لابه‏لاى تفاسير جمع‏آورى كرده و با عنوان بررسى آرا و نظرات تفسيرى ابومسلم اصفهانى چاپ كرده است، (چاپ اول: قم، انتشارات حضور، ۱۳۷۸).

5.روح الجنان، ج ۱، ص ۲۱۴.


تفسير نورٌ علي نور ج1
90

62. «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الآْخِرِ...»

روض الجنان: كلبى گفت: [صابئين] جماعتى اند ميان جهودى و ترسايى، ميان سر بتراشند و خود را خَصىّ بكنند. ۱
109. علامه شعرانى: نه همه آنان؛ زيرا كه اگر چنين مى‏كردند نسل آنان برافتاده بود بلكه اين عادت فى الجمله ميان آنها بود و آن را زهد و عبادت مى‏شمردند. ۲
روض الجنان: سؤال كردند و گفتند: «مَن آمَنَ بِالله» يا راجع است به «انَّ الذينَ امَنُوا» ، يا به آنچه از پسِ اوست. اگر راجع است با اوّل، مؤمن چگونه ايمان آرد؟ و اگر راجع بود با دگر اصناف از جهودان و ترسايان و صابيان، به چه دليل تخصيص افتد؟ ۳
110. علامه شعرانى: اين آيه دفع توهّم يهود و بعض امم ديگر است كه دين را مانند نژاد قابل تغيير ندانند و يهوديان امت ديگر را چون خود نمى‏پذيرند هرچند به موسى عليه‏السلام ايمان آرند. اما مسيحيان و مسلمانان هر كس را ايمان آورد او را از خود مى‏شمارند و فرقى ميان نژادها نمى‏گذارند و مسلمانان كه از اين رسم امم و اديان خبر ندارند و از مضمون آيه تعجب مى‏كنند. ۴

1.روض الجنان، ج ۱، ص ۳۱۵.

2.روح الجنان، ج ۱، ص ۲۱۰.

3.روض الجنان، ج ۱، ص ۳۱۶.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93458
صفحه از 724
پرینت  ارسال به