68. «... قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ...»
روض الجنان: و «عوان» نصف بود، نه جوان جوانِ و نه پيرِ پير، ميان هر دو. ۱
119. علامه شعرانى: «عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ» ؛ يعنى گاو نه پير است و نه جوان بلكه عوان بين اين دو حالت است. ۲
71. «قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فِيها قالُوا الاْنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوها...»
روض الجنان: ... جواب دادند ايشان را كه: اين گاوى مىبايد، «لا ذَلُولٌ» ؛ نه كار شكسته. ۳
120. علامه شعرانى: امروز ما به جاى كار شكسته مىگوييم كار كشته، يعنى ماهر. ۴
روض الجنان: «تُثِيرُ الْأَرْضَ» ، مِنْ أَثَرْتُ التُّرابَ باشد چون خاك باز شيارند. ۵
121. علامه شعرانى: باز شيارند يعنى شيار كنند و خاك پراكنده سازند. ۶
روض الجنان: ...گفتند: «الاْنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ» ، اكنون حق آوردى، يعنى جمله صفات روشن كردى چنانكه اشتباه زايل شد. و اين دليل است بر آنكه ايشان مأمور بودند به كشتن گاوى موصوف به جمله اين صفات، كه چون صفات تمام بشنيدند و بدانستند، گفتند: «الاْنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ» ، و اگر مراد از آن بودى كه گاوى بكشى، هر گاوى كه باشى به
اول كه شنيدند كه: «أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً...» ، گفتند: «الاْنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوها» . ۷
122. علامه شعرانى: چنانكه گفتيم در روايت از طريق شيعه هم چنين وارد است و چون روايت واحد است مؤلّف چند جا برخلاف آن فرمود و خداوند لجاجت ندارد و به سؤالى كه سائل در آن معذور است او را عقاب نمىكند. ۸
1.روض الجنان، ج ۲، ص ۱۰.
2.روح الجنان، ج ۱، ص ۲۲۴.
3.روض الجنان، ج ۲، ص ۱۲.
4.روح الجنان، ج ۱، ص ۲۲۵.
5.روض الجنان، ج ۲، ص ۱۲، در چاپ مشهد «باز مشيباند» ضبط شده است.
6.روح الجنان، ج ۱، ص ۲۲۵.
7.روض الجنان، ج ۲، ص ۱۳.
8.روح الجنان، ج ۱، ص ۲۲۵ـ۲۲۶.