خود تطبيق مى كند همچنين خواندن آن خروس بر همه اوقات منطبق است. ۱
روض الجنان:... و در خبرى آمد كه رسول عليه السلام گفت: ... شب معراج فريشته اى را ديدم كه او را هزار هزار سر، هر سرى هزار هزار روى، بر هر روى هزار هزار دهن بود. ۲
1908. علامه شعرانى: يعنى اين شماره ها را به الهام الهى دانستم نه به احصا كردن.
روض الجنان: [رسول عليه السلام] گفت: از آنجا بگذشتم برسيدم به مردى تمام خلق نكو صورت در او هيچ ضعفى و نقصانى نبود، چنان كه در مردمان تمام سال باشد. بر دست راست او درى بود از آنجا بوى خوش مى دميد و بر دست چپ او درى بود از آنجا بوى كريه مى آمد هر گه با دست راست نگريدى با آن در شادمانه شدى و بخنديدى و چون با دست چپ نگريدى دلتنگ شدى و بگريستى. گفتم: اى جبريل اين كيست؟ گفت: اين پدر تو است آدم، و اين در كه بر راست اوست در بهشت است و اين در كه بر چپ اوست در دوزخ است، چون بنگرد از فرزندان او يكى را به بهشت آرند شادمانه شود و بخندد و چون بيند كه يكى را از فرزندان او به دوزخ برند دلتنگ شود و بگريد. ۳
1909. علامه شعرانى: سهيلى در روض الانف شرح سيره ابن هشام ديدن انبيا را بر حالات خود پيغمبر منطبق كرده است و گويد: اين مناسب علم تعبير است و هر كس پيغمبرى را در خواب بيند ديدن او حكايت از چيزى دارد كه شبيه حال آن پيغمبر بود از شدت و رخاء. آن گاه گويد: حال پيغمبر در مكه و هجرت آن حضرت به مدينه براى شكنجه و آزار كفار شبيه به حضرت آدم ابوالبشر است كه در جنت امن و امان بود و او را ابليس از بهشت بيرون كرد.
حضرت رسالت نيز ابتدا در آسمان اول آدم را ديد. و در آسمان دويم عيسى و يحيى را ديد كه مبتلا به يهود بودند و حالت دوم خود پيغمبر هم در آغاز ورود مدينه ابتلاى به يهود بود و حالت سيم پيغمبر همچنين بود كه در مدينه كار اسلام بالا گرفت