821
تفسير نورٌ علي نور ج2

1912. علامه شعرانى: در برهان قاطع ازغ به غين نقطه دار آورده گويد: آنچه از شاخه هاى درخت ببرند و پيرايش دهند و آن را به عربى جلمه گويند. ۱
روض الجنان:... و روايت دگر آن است كه جبريل عليه السلام رسول را پيش كرد و او بر اثر مى رفت، گفت تا برسيديم به حجابى كه آن را «حجاب فراش زر» گويند. جبريل عليه السلامحجاب بجنبانيد. گفتند: كيست؟ گفت: جبريل است و محمّد با من است، فريشته موكّل بر حجاب گفت: اَللّهُ اكبَرُ و دست از حجاب بيرون كرد و مرا در بر گرفت و جبريل عليه السلام از من باز ايستاد. من جبريل را گفتم در چنين جاى مرا رها مى كنى؟ گفت: يا محمّد! اينجاى نهايت مقام خلقان است هيچ كس را نيست كه از اين حجاب درگذرد و هيچ فريشته زهره ندارد تا پيرامن اين حجاب گردد و مرا به حرمت تو دستورى دادند تا نزديك حجاب رفتم. او تكبير كرد و مرا از او بستد و به دگر حجاب رسانيد و به صاحب حجاب سپرد و هم چونين مرا از حجاب به حجاب مى بردند تا هفتاد حجاب ببريدم... . ۲
1913. علامه شعرانى: شايد اين عدد كنايه از كثرت باشد؛ زيرا كه در بعض روايات ديگر هفتاد هزار و بيشتر هم آمده است و خداوند (جل و علا) منزه است از آنكه مانند ملوك بر تخت نشيند و پشت حجابها پنهان شود و حاجبان مردم را از ورود بى دستورى او منع كنند بلكه «هو أقرب إليكم من حبل الوريد»۳ و هر وقت هر كس خواهد با خدا سخن كند مى تواند و اين حجابهاى غير متناهى اجسام ملكوتى اند مظاهر مراتب امكانى ميان هر ممكن و واجب، و ممكن هر چه در سير كمالى ترقى كند به وجوب نخواهد رسيد گرچه نزديك تر شود و پيغمبر صلى الله عليه و آله در مقام قرب به منزلتى رسيد كه هيچ فرشته اى را نظير آن ممكن نشد. و اين حجابها نه از آن جنس است كه تصور شود انسان به فرض قطع فضاى نامتناهى اين جهان و گذشتن از

1.روح الجنان، ج ۷، ص ۱۷۸. برهان قاطع، ص ۸۱ .

2.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۴۷ ـ ۱۴۸.

3.ق (۵۰): ۱۶.


تفسير نورٌ علي نور ج2
820

و بر اهل مكه ظفر كرد و عفو كرد. در آسمان سيم يوسف را ديد كه به دولت و ملك رسيد و بر برادران ظفر يافت وعفو كرد. و در آسمان چهارم ادريس را ديد معلم خط و كتابت و مروج علم و حالت چهارم پيغمبر پس از فتح مكه دعوت خلق شد به دين حق و نامه نوشتن به ملوك و دعوت امم. و در آسمان پنجم هارون را ديد كه محبوب قوم بود و محترم و او را تعظيم كردند و حالت پنجم پيغمبر همچنين شد ميان عرب و غير آنان كه به دولت وعزت رسيدند. و در آسمان ششم حضرت موسى را ديد و او با بيگانگان جنگ كرد و اهل توحيد را در منازل آنان مسكن داد و ديدن ابراهيم در آسمان هفتم دليل حج است و در آخر امر آن حضرت به حجة الوداع رفت با هفتاد هزار مرد. والله العالم. ۱
روض الجنان:... از آنجا برفتيم تا به سدره منتهى رسيديم، درختى ديدم بر او برگهايى بود هر برگى چندان كه دنيا و اهل دنيا را سايه كند و براو برى بود و ميوه اى چون نبق به بزرگى چندان كه تلهاى هجر،* از بُن آن درخت چهار چشمه بيرون مى آمد دو ظاهر و دو پنهان ؛ اما دو ظاهر: نيل بود و فرات... . ۲ **
1910. علامه شعرانى: * يعنى به اندازه كوزه هاى هجر و هجر جايى است كه كوزه هاى بزرگ مى سا ختند و دو كوزه آن يك بار شتر بود و در بعضى روايات كر آمده است كه مقدار قلتين يعنى دو كوزه از آن كوزه ها كر است. ۳
1911. ** دور نيست فرات ونيل زمين از آنجا جارى باشند؛ زيرا كه هر نعمت زمينى از آسمان است و آنكه نفع و بركتش ظاهرتر است از محلى اشرف از عالم ملكوت جارى است. ۴
روض الجنان: ازگ. ۵

1.روح الجنان، ج ۷، ص ۱۷۶.

2.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۴۶.

3.روح الجنان، ج ۷، ص ۱۷۸.

4.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۴۷.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 160770
صفحه از 1440
پرینت  ارسال به