823
تفسير نورٌ علي نور ج2

روض الجنان:... آنگه جبريل گفت: يا محمّد! بيا تا تو را به بهشت برم و با تو نمايم آنچه خداى تو را نهاده است تا تو را رغبت بيفزايد در آخرت و زهادت بيفزايد در دنيا. آنگه فرود مى آمديم از باد سبك تر و از تير سريع تر تا به بهشت رسيديم. به فرمان خداى مرا دل ساكن شد و هوش با من آمد و جبريل را مى پرسيدم از آن عجايبى كه در عليّين ديده بودم از درياها و آتشها و نورها و جز آن... . ۱
1915. علامه شعرانى: اگر گويى: چون پيغمبر از جبرئيل بگذشت و آنجا كه وى راه نداشت راه يافت و چيزها ديد كه جبرئيل نديده بود پس افضل بود از جبرئيل و با خبرتر و به خداوند نزديك تر پس چه معنى داشت كه مبهمات و مجهولات خود از جبرئيل پرسد و اين دلالت بر اعلميت جبرئيل دارد، در جواب گوييم: دور نيست كه جبرئيل به منزله جاسوس وى باشد در بعض عوالم واين دلالت بر افضليت وى نكند چنان كه هدهد به سبا رفت و از آن ملك خبر يقين آورد براى سليمان كه سليمان نمى دانست واين دليل بر اعلميت هدهد نيست وچشم براى عقل جاسوسى مى كند واخبار حسى را بدو مى رساند وافضل از عقل نيست. ۲
روض الجنان:... آنگه گفتم: يا جبريل! آن فريشتگان كه بودند كه من ايشان را ديدم در آن دريا صف در صف كشيده، پنداشتى بناهايى اند از ارزيز* ريخته؟ گفتند: يا رسول الله! ايشان روحانيانند. ۳ **
1916. علامه شعرانى: * ارزيز قلعى است و آن فلزى است معروف و سفيد. ۴
1917. ** روحانيان اگر جسم نباشند مجردند و به چشم ظاهر ديده نمى شوند واگر جسم باشند همچنين آنها را عالم ملكوت گويند. ۵
روض الجنان:... آنگه جبريل مرا در بهشت بگردانيد، هيچ جاى نماند در بهشت و

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۵۱.

2.روح الجنان، ج ۷، ص ۱۸۱.

3.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۵۲.

4.روح الجنان، ج ۷، ص ۱۸۲.


تفسير نورٌ علي نور ج2
822

منظومه هاى شموس و كهكشانها بدانها رسد و به چشم ظاهر بيند بلكه اجسامى است ملكوتى كه اشرف كائنات پس از احاطه بر عوالم ملكوت كه به مراتب از اين عالم بزرگ تر است به ديدن و گذشتن از آن نائل آمد. و الله العالم. ۱
روض الجنان: [خداى تعالى گفت:]... و شرح صدر كردم تو را و بار گران از تو فرو نهادم و امّت تو را بهتر امّتان كردم و امّت تو را امّتى وسط كردم و ايشان را اوّل و آخر كردم، «فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشّاكِرِينَ» ؛ ۲ آنچه تو را دادم بستان و از جمله شاكران باش. آنگه با من چيزهايى گفت كه مرا نفرمود كه با شما گويم. آنگاه بر من و بر امّت من پنجاه نماز فرض كرد. چون برگشتم مرا بر آن رفرف سبز نهادند تا به سدره فرود آمدم. جبريل را مى ديدم از پس پشت خود به دل چنان كه از پيش روى مى ديدم او را به چشم... . ۳
1914. علامه شعرانى: اصحاب معرفت گويند: انسان در سير الى الله كه از اين عالم متوجه عالم اعلى گردد آغاز سير صعودى او من الخلق الى الحق، آن گاه سير فى الحق باشد و چون باز گردد آغاز نزول سير من الحق الى الخلق، پس سير فى الخلق بالحق و آنچه از خلق بيند در بازگشت غيرِ آن است كه پيش از سفر من الخلق مى ديد؛ چون اكنون هر چه بيند بالحق است و چون معراج را قياس به اسفار سالكين الى الله كنيم از آغاز آن تا رسيدن به سدرة المنتهى نظير سفر اول است و سير در حجب و تكلم با خداوند تا بازگشتن به سدرة المنتهى كمال سير فى الخلق و نزول از سدرة المنتهى سفر من الحق الى الخلق بالحق و آن كه جبرئيل را هنگام بازگشت به دل و چشم از قدام و خلف ديد براى آن است كه مشاهده خلق در سفر ثالث بالحق است و برحسب مرتبه كامل تر از آنكه در سفر اول بيند. ۴

1.روح الجنان، ج ۸ ، ص ۱۷۹.

2.اعراف (۷): ۱۴۴.

3.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۵۱.

4.روح الجنان، ج ۷، ص ۱۸۱.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 160760
صفحه از 1440
پرینت  ارسال به