825
تفسير نورٌ علي نور ج2

مى دارند تا به او سپارند. ۱
1919. علامه شعرانى: يعنى منتظر صاحبانشان هستند. در سير اول كه پيغمبر صلى الله عليه و آله از زمين به آسمان مى رفت بهشت را نزديك آدم ديد مجمل و چون از سفر من الحق الى الحق بازگشت به وجه ديگر تفصيلى مشاهده فرمود چنان كه گفتيم سفر فى الخلق پس از بازگشت سفر بالحق است و مشاهده خلق پس از بازگشت غير آن است كه پيش از سفر الى الحق مشاهده مى شد؛ مانند طبيبى كه پيش از خواندن طب گياهى را بشناسد با آنكه پس از كمال علم و مهارت در آن نظر كند اما ذات پيغمبر صلى الله عليه و آله از تشبيه به طبيب ناقص منزه است. ۲
روض الجنان: ده نماز مرا ستر كرد. ۳
1920. علامه شعرانى: ظاهراً اصطلاح مستوفيان قديم است به معنى قلم كشيدن و خط زدن.
روض الجنان: ... و سيّد (رحمة الله عليه) در تنزيه الانبيا هم اين وجه گفت كه اين خبر باطل است از وجهى ديگر، و آن آن است كه: نَسْخُ الشَّى ءِ قَبْلَ دُخُول وقتِهِ يَكُون بَداءً؛ نسخ چيز قبل فعل روا باشد و قبل دخول وقته روا نباشد كه بدا بود، و بدا بر آن كس روا بُوَد كه عالم بود به علم محدث. و قديم (جلّ جلاله) از اين منزّه است. ۴ *
1921. علامه شعرانى: بَدا آن است كه خداوند چيزى مقدر فرمايد يا بدان حكم كند، پس از آن تغيير دهد. و در مذهب شيعه بدا باطل است گرچه ديگران به ما نسبت مى دهند اما شبهه از گفتار بعض اهل حديث برخاسته چنان كه نسبت تحريف قرآن به ما مى دهند و ما از آن تبرى مى جوييم. و تفصيل اين معنى را در حاشيه وافى و شرح اصول كافى نوشته ايم و به طبع رسيده، هر كس خواهد بدان رجوع نمايد. ۵

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۵۳.

2.روح الجنان، ج ۷، ص ۱۸۳.

3.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۵۵؛ در چاپ مشهد «ده نماز مرا نظر كرد» ضبط شده است.

4.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۵۵.

5.روح الجنان، ج ۷، ص ۱۸۴.


تفسير نورٌ علي نور ج2
824

الاّ بر من عرضه كرد و به من نمود. كوشكها ديدم از درّ و ياقوت و زبرجد. و درختان ديدم از زر سرخ شاخه هاى آن از لؤلؤ سپيد و بيخ آن از سيم سپيد در زمين مشك اذفر فرو شده تا چنان بديدم و بشناختم كه گويى درَج و غُرَف و اشجار و قصور و منازل آن بهتر شناسم از اين مسجد كه سالهاست كه در او مى آيم و مى شوم. ۱
1918. علامه شعرانى: بسيار فرمود كه بهشت يا دوزخ را ديدم در عرض جدار، يعنى ديوار مسجد و غير آن اما در معراج احاطه كلى به جزئيات عالم ملكوت يافت. و فرق ميان كشفى كه در آن شب بر آن حضرت شد با كشفهاى ديگر احاطه و كليت است و چنان كه گاهى انسان در اين جهان به شهرى سفر مى كند و يك جزء آن را اجمالاً مى بيند و گاه به بيشتر شهرها و در هر يك مدتها مى ماند و به تفاصيل آن واقف مى گردد. عالم ملكوت از اين جهان بسيار واسع تر و بزرگ تر است و آن احاطه كه پيغمبر صلى الله عليه و آله بر آن عوالم در شب معراج دست داد براى هيچ بشر اتفاق نيفتاد و آنها كه گويند در خواب ديد او را به آسمان بردند مطلب را بسيار سست وكوچك گرفتند و به حقيقت آن پى نبردند وگرنه چه جاى ذكر سبحان است اگر مردى در خواب بيند به آسمان رفته است. ۲
روض الجنان:...آنگه در بهشت مى رفتم تا به درختى رسيديم كه در بهشت از آن نكوتر درختى نبود... گفتم: اى جبريل! اين چه درخت است؟ گفت: اين درخت طوبى است كه خداى تعالى گفت «طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ» ، ۳ و بسيارى از امّت تو را در سايه آن مقيل باشد و در بهشت آن ديدم از نعيم كه لا عينٌ رَأَتْ وَلا اُذُنٌ سَمِعَت وَلا خَطَرَ عَلى قَلْبِ بَشَرٍ؛ كه هيچ چشم چنان ديده نيست و هيچ گوش چنان شنيده نيست و بر خاطر هيچ بشر چنان گذشته نيست؛ از همه پرداخته و تمام كرده و مُعدّ نهاده گوش صاحبش

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۵۲.

2.روح الجنان، ج ۷، ص ۱۸۲.

3.رعد (۱۳): ۲۹.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 160683
صفحه از 1440
پرینت  ارسال به