887
تفسير نورٌ علي نور ج2

احوال و حاجت خود برادرم را بگويم، همانا مرا ياريى كند و برّى. بيامد و بر راه او نشست، چون بر آمد، او را گفت: مراشناسى؟ گفت: تو برادر منى فلان؟ گفت: بلى. گفت: چه كار است تو را؟ گفت: حاجت مرا پيش تو آورد. گفت: آن مال را چه كردى؟ گفت به صدقه بدادم... . ۱
2061. علامه شعرانى: اما اين گونه انفاق در شرع اسلام مذموم [است] و نمى توان آيه قرآن را حمل بر آن كرد، چنان كه در سوره بنى اسرائيل گذشت: «وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ...» . ۲

34. «وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً» .

روض الجنان: «وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ» و اين مرد صاحب بستان را از آنجا ميوه ها بود، و ثمر جمع ثمار باشد، كحمار و حُمُرٍ. و گفتند: ثَمَر و جمعه ثُمُر، كَخَشَبْ و خُشُب، و گفتند: ثَمَر جمع ثمرة، كتمر و تمرة، و گفتند: ثمَر همه جنس مال باشد. ۳
2062. علامه شعرانى: مؤلف در اينجا وجوه همه قرائات را بيان كرده است، آنكه ثَمَر خواند و آنكه ثُمُر خواند اما ثُمَرْ قرائت ابوعمر و ملحق به ثُمُرْ است. ۴

45. «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً» .

روض الجنان: ... آن را تازه و سبز و مؤنِق و با طراوت مى بينى. ۵
2063. علامه شعرانى: «مونق» به نون زيبا و جميل است. ۶

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۵۱ ـ ۳۵۲.

2.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۳۴. بنى اسرائيل (۱۷): ۲۹.

3.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۵۳.

4.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۳۵.

5.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۵۸.

6.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۳۹.


تفسير نورٌ علي نور ج2
886

منَ الطَّلْياءِ و المُهْلِ، گفتم: مُهل چه باشد؟ گفت: آنكه خمير در ميان آتش كنند، آنگه بردارند و انگشتهاى آتش و جمرات در كنار آن آويخته باشد. ۱
2059. علامه شعرانى: «طلياء» خرقه اى است كه بدان تن شتران گر و جربناك را بمالند و «انگشت» به كسر گاف فارسى ريزه و پاره هاى آتش و ذغال است افروخته. و مسجع بن نبهان معروف نيست، به نظر مى رسد مقصود ابوعبيده يكى از فصحاى عرب است كه در بصره و شهرهاى ديگر مى آمدند واهل نحو و لغت قول آنان را حجت مى دانستند. و اين گونه اعراب باديه نشين در آن عهد در شهرها بسيار بودند، چنان كه ابن نديم در فهرست ذكر كرده. و محتمل است كلمه مصحّف باشد. ۲

32. «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَيْنِ جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُما زَرْعاً» .

روض الجنان: «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَيْنِ...» ، گفتند: اين آيات در حقّ دو برادر آمد از اهل مكّه از بنى مخزوم: يكى مؤمن و يكى كافر. مؤمن، ابو سلمه بود ـ عبدالله بن عبدالاسد بن عبدياليل بود، و او شوهر امّ سلمه بود پيش از رسول عليه السلام . و كافر، الاسود بن عبدالاسد بن عبدياليل بود. و گفتند: آيات بر سبيل مَثَل در رسول آمد عليه السلام و مشركان مكّه. و گفتند: اين مَثَل براى عيينة بن حصن زد، و براى سلمان پارسى. ۳
2060. علامه شعرانى: گفتيم اين سوره به اتفاق مكى است وسلمان فارسى در مدينه مشرّف گرديد. ۴
روض الجنان: در بنى اسرايل دو برادر بودند: يكى مؤمن، يكى كافر. ايشان را از پدر مالى رسيد، هشت هزار دينار. قسمت كردند و هر يكى چهار هزار دينار برگرفتند. چون روزگار برآمد او [= برادر مؤمن] محتاج شد و فرو ماند، با خود گفت: اگر بروم و

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۴۸ ـ ۳۴۹. در چاپ مشهد به جاى «مسجع»، منتجع آمده است.

2.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۳۲.

3.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۵۰ ـ ۳۵۱.

4.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۳۴.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 160300
صفحه از 1440
پرینت  ارسال به