گفتند مجمع البحرين در طنجه و افريقيه بود ۱ صحيح نيست، يعنى تنگه جبل الطارق ميان درياى روم واقيانوس اطلس؛ چون راه از فلسطين تا طنجه بسيار دور است و در يك روز و دو روز قطع نمى شود، بلكه سالى بايد تا كسى از شام بدانجا رسد. ۲
62. «فَلَمّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً» .
روض الجنان: منزل دينه. ۳
2073. علامه شعرانى: يعنى منزل ديروزى. ۴
63. «قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلاَّ الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً» .
روض الجنان: چون موسى عليه السلام حديث چاشت كرد، يوشع را ماهى و رفتن او در دريا ياد آمد، گفت: «أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ» ؛ ديدى آنگه كه ما به نزديك آن سنگ رسيديم... «فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ» ؛ چون ماهى فراموش كردم. «وَ ما أَنْسانِيهُ إِلاَّ الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ» ؛ و از ياد من نبرد الا ابليس، يعنى به وسواس او كه مرا از آن مشغول كرد كه ياد دارم، فراموش شد.
و هفل بن زياد گفت: اين صخره آن است كه، از پيش نَهر الزَّيْت است. ۵
2074. علامه شعرانى: در تفسير طبرى روايت را از محمد بن معقل از پدرش روايت كرده است و به جاى نهر الزيت «نهرالذئب» آورده ۶ و البته نسخه كتاب
1.رك: ذيل تفسير آيه ۶۰ از همين سوره.
2.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۵۷.
3.روض الجنان، ج ۱۳، ص ۸ .
4.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۵۷.
5.روض الجنان، ج ۱۳، ص ۸ ـ ۹.
6.جامع البيان، ج ۱۵، ص ۳۴۱، ح ۱۷۴۷۹.