281
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 1، ص 764 ـ 765)

۱۰۲۷.ابو هريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه گفت:«گوسفند بركت است و شتر عزّ است اهلش را و اسب خير در پيشانى او بسته است تا به روز قيامت و بنده بردار تو است اگر در ماند و عاجز شود ياريش دهيد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 1، ص 765)

۱۰۲۸.انس مالك روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«خداى تعالى حسنات مؤمن را ثواب باز نگيرد به سبب رزقى كه او را داده باشد در دنيا و امّا كافر حسنات او به رزق برابر كند تا چون با قيامت آيد، او را حسنتى نباشد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 1، ص 767)

۱۰۲۹.ابو سعيد خدرى روايت كرد از رسول عليه السلام كه گفت:«روز قيامت چون مؤمنان از دوزخ بگذرند و ايمن شوند، مجادله شما يكى از شما به اصحابش در دنيا در حقّى كه او را باشد بر او بيش از آن نباشد كه مجادله مؤمنان با خداى در حق مؤمنانى كه در دوزخ باشند. گويند: بار خدايا! برادران مااند با ما به قبله، نماز كردند و روزه داشتند و حج كردند؛ اكنون در دوزخ اند. بار خدايا! اگر رحمت كنى و كرم فرمايى، ما شفاعت مى كنيم. حق تعالى گويد بر وى هر كه راشناسى، از دوزخ بيارى. ايشان بيايند، جماعتى را بينند. ايشان را به صورت باز شناسند، بهرى ايشان را آتش گرفته باشد تا به نيمه ساق و بهرى را تا به كعب. ايشان را از دوزخ بيرون آرند. آنگه حق تعالى گويد: برويد هر كس را كه وزن دينارى ايمان در دل او بوده
است، او را بيارى. آنگه گويد: آن را كه وزن نيم دينار بوده است، او را به در آريد؛ تا به آنجا رساند كه گويد: هر كس را كه مثقال ذرّه اى ايمان در دل او بوده است، او را دوزخ بياريد».

1.روض الجنان، ج ۵، ص ۳۵۹.

2.همان، ص ۳۵۹.

3.همان، ص ۳۶۵.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
280

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 1، ص 764)

۱۰۲۴.رسول عليه السلام گفت:«همسايگان سه اند: يكى سه حق دارد و يكى دو حق دارد و يكى يك حق. امّا آنكه سه حق دارد: همسايه باشد مسلمان و خويشاوند حق همسايگى دارد و حق اسلام و حق خويشى، و آنكه دو حق دارد: همسايه مسلمان باشد حق اسلام و جوار دارد، و آنكه يك حق دارد: همسايه باشد مشرك كه حق همسايگى دارد و بس».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 1، ص 764)

۱۰۲۵.انس روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«هر كه همسايه را بيازارد، مرا آزرده باشد و هر كه مرا آزرد، خداى را آزرده باشد و هر كه با همسايه كارزار كند، با من كارزار كرده باشد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 1، ص 764)

۱۰۲۶.ابوذر غفارى گفت:رسول عليه السلام غلامى به من داد و مرا گفت: «اين را نكو دارد و از آن طعامش ده كه تو خورى و از آن كسوت پوشش كه تو پوشى».
«ابوذر گفت: من خود يك پيرهن داشتم، به دو نيمه كردم و يك نيمه در او پوشانيدم. چون به نماز شام به مسجد شدم، رسول عليه السلام گفت: پيراهن را چه كردى؟ گفتم: اى رسول اللّه ! مرا گفتى غلام را نيكو دار و از آنش ده كه خورى و از آن پوشان
كه تو پوشى و من پيراهن همين يكى داشتم، نيمه پيراهن او كردم و رسول عليه السلامگفت: نكو دارش. بيامدم و آزادش كردم پس رسول مرا پرسيد كه غلام را چه كردى؟ من گفتم غلام ندارم. گفت چه كردى؟ گفتم: آزادش كردم. مرا گفت: «آجرك اللّه ؛ خدات مزد دهد».

1.روض الجنان، ج ۵، ص ۳۵۷ ـ ۳۵۸.

2.همان، ص ۳۵۸.

3.همان، ص ۳۵۸.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 44707
صفحه از 647
پرینت  ارسال به