(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 1، ص 764)
۱۰۲۴.رسول عليه السلام گفت:«همسايگان سه اند: يكى سه حق دارد و يكى دو حق دارد و يكى يك حق. امّا آنكه سه حق دارد: همسايه باشد مسلمان و خويشاوند حق همسايگى دارد و حق اسلام و حق خويشى، و آنكه دو حق دارد: همسايه مسلمان باشد حق اسلام و جوار دارد، و آنكه يك حق دارد: همسايه باشد مشرك كه حق همسايگى دارد و بس».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 1، ص 764)
۱۰۲۵.انس روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«هر كه همسايه را بيازارد، مرا آزرده باشد و هر كه مرا آزرد، خداى را آزرده باشد و هر كه با همسايه كارزار كند، با من كارزار كرده باشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 1، ص 764)
۱۰۲۶.ابوذر غفارى گفت:رسول عليه السلام غلامى به من داد و مرا گفت: «اين را نكو دارد و از آن طعامش ده كه تو خورى و از آن كسوت پوشش كه تو پوشى».
«ابوذر گفت: من خود يك پيرهن داشتم، به دو نيمه كردم و يك نيمه در او پوشانيدم. چون به نماز شام به مسجد شدم، رسول عليه السلام گفت: پيراهن را چه كردى؟ گفتم: اى رسول اللّه ! مرا گفتى غلام را نيكو دار و از آنش ده كه خورى و از آن پوشان
كه تو پوشى و من پيراهن همين يكى داشتم، نيمه پيراهن او كردم و رسول عليه السلامگفت: نكو دارش. بيامدم و آزادش كردم پس رسول مرا پرسيد كه غلام را چه كردى؟ من گفتم غلام ندارم. گفت چه كردى؟ گفتم: آزادش كردم. مرا گفت: «آجرك اللّه ؛ خدات مزد دهد».