283
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 1، ص 776)

۱۰۳۴.مسروق روايت كرد از عبداللّه عمر كه رسول عليه السلام گفت:«هر كه با پيش خداى شود او مشرك نباشد به خداى تعالى به بهشت شود و هيچ معصيت زيان ندارد او را چنان كه اگر با پيش خداى شود و مشرك باشد به دوزخ شود و هيچ طاعت سود ندارد او را».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 1، ص 776)

۱۰۳۵.ابو هريره روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«سطبرى پوست كافر چهل و دو گز باشد و اهرش چندان باشد كه كوه احد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 1، ص 781)

۱۰۳۶.رسول عليه السلام گفت:«چون از ميان مردمان حكم كنى، عدل كنى و جور نكنى. عجب باشد كه خداى تعالى ظالم را عدل فرمايد و او عدل نكند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 1، ص 784)

۱۰۳۷.جابر گفت از رسول عليه السلام پرسيدم كه شيعه او را در غيبت او به او انتفاع باشد؟ گفت:«بلى، چنان كه انتفاع باشد مردمان را به آفتاب و اگر چه ابرى در پيش او آيد. يا جابر هذا من مكنون سرّ اللّه ومخزون علم اللّه فاكتمه إلاّ عن أهله؛ اين از مكنون سرّ خداست و مخزون علم خداست، نگاه دار اين را، الاّ از اهلش».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 1، ص 786)

۱۰۳۸.رسول عليه السلام گفت:«به آن خداى كه جان من به فرمان اوست كه هيچ بنده، مؤمن نباشد و ايمان او درست نباشد و بهشت به خواب نبيند، تا مرا از جان خود و پدر و مادر و اهل و ولد خود دوست تر ندارد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۶ ، ج 2، ص 5)

1.روض الجنان، ج ۵، ص ۳۸۹.

2.همان، ص ۳۸۹.

3.همان، ص ۴۰۱.

4.همان، ص ۴۰۷.

5.همان، ص ۴۱۲ ـ ۴۱۳.

6.همان، ج ۶، ص ۱۲.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
282

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 1، ص 767)

۱۰۳۰.ابو عثمان النهدى گفت كه به من رسيد كه ابو هريره مى گفت كه پيغمبر صلى الله عليه و آلهگفته است كه:«خداى تعالى بنده مؤمن را به يك حسنه هزار حسنه بدهد». مرا عجب آمد تا اتّفاق افتاد كه به حج رفتم، او را ديدم به مكّه. گفتم: خبرى از تو روايت مى كنند كه رسول عليه السلام گفت: خداى به يك حسنه، هزار هزار حسنه بدهد.
گفت: من نه چنين گفتم. من گفتم رسول عليه السلام گفت و من شنيدم از او كه: «خداى تعالى بنده مؤمن را بر يك حسنه دو هزار هزار حسنه بدهد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 1، ص 768)

۱۰۳۱.عبداللّه مسعود گفت:رسول عليه السلام مرا گفت: «از قرآن چيزى بخوان» من سورة النّساء آغاز كردم. چو به اين آيه ۳ ، رسيدم، بگريست و گفت: با سر گير. با سر گرفتم. دگر باره چون به اين آيه رسيدم، بگريست، بيش از آنكه اوّل گريسته بود. آنگه
گفت: حسبى؛ بس است مرا آنچه خواندى».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 1، ص 768)

۱۰۳۲.عايشه روايت كرد از رسول عليه السلام كه:«چون يكى از شما در نماز باشد و او را نعاس رنجه دارد، بايد تا بخسبد چه اگر خفته نماز كند خود را دشنام دهد، پندارد كه استغفار مى كند و به لفظى ديگر باشد كه بر خود نفرين كند و پندارد كه دعا مى كند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 1، ص 769)

۱۰۳۳.جابر عبداللّه روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«مغفرت و آمرزش به بنده فرود
مى آيد، مادام تا حجاب نباشد».
ما گفتيم: اى رسول اللّه ! حجاب چيست؟ گفت: «شرك به خدا».

1.روض الجنان، ج ۵، ص ۳۶۵ ـ ۳۶۶.

2.همان، ص ۳۶۸.

3.مراد آيه: «فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هو?لاءِ شَهِيداً» النساء (۴): ۴۱ است.

4.روض الجنان، ج ۵، ص ۳۶۹.

5.همان، ص ۳۷۱.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 44692
صفحه از 647
پرینت  ارسال به