301
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 2، ص 236)

۱۱۰۰.قتاده روايت كرد از حلاس بن عمرو و عن عمار بن ياسر كه رسول عليه السلامگفت:«مائده فرود آمد و بر او نان و گوشت بود و ايشان درخواستند از عيسى طعامى كه از آن مى خورند و آن را بن در نيايد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 2، ص 247)

۱۱۰۱.انس مالك روايت كند كه رسول عليه السلام گفت:«هيچ سوره بر من فرود نيامد به يك بار، مگر سوره انعام كه چون فرود آمد، پنجاه فرشته أو پنجاه هزار ـ شك از راوى است ـ با آن بودند و در پيرامن او بودند ايشان را زجلى و آوازى بود به تسبيح و تهليل برمى خواندند و بر دل من قرار دادند آن را چنان كه آب را در حوض قرار دهند و خداى تعالى مرا و شما را به اين سوره عزّى داد كه پس از آن ذلّ نبود در اين سوره رحض حجّت مشركان كرد وعده داد وعده اى كه خلاف نكند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 2، ص 251)

۱۱۰۲.چون اين سوره (الانعام) جبرئيل عليه السلام بر رسول عليه السلام خواند رسول عليه السلام گفت:«سبحان اللّه العظيم و بر روى در آمد و سجده كرد و آنگه كاتب را بخواند تا هم در شب بنوشت».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 2، ص 251)

۱۱۰۳.عبداللّه عباس روايت كند از أُبَىِّ كعب كه رسول عليه السلام گفت:«سورة الانعام انزله كرد بر من دفعةً واحده به يك بار در شيعه و هفتاد هزار فرشته از آسمان بر زمين آمدند هر كه اين سوره بخواند آن هفتاد هزار فرشته بر او صلوات فرستد به عدد هر
آيه كه در اين سوره است شبانه روزى».

1.روض الجنان، ج ۷، ص ۱۸۲.

2.همان، ص ۲۱۰ ـ ۲۱۱.

3.همان، ص ۲۲۳.

4.همان، ص ۲۲۴.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
300

۱۰۹۶.رسول عليه السلام گفت:«به آن خداى كه جان من به امر اوست كه در اين ساعت بهشت و دوزخ در برابر من مصوّر كرده بودند و من در وى نگريدم و اهل آن را در آنجا ديدم».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 2، ص 232.
1097. قيس بن حازم روايت كند از رسول عليه السلام شنيدم كه گفت: «مردمان چون منكرى بينند و تغيّر نكنند، خداى تعالى عقاب عام فرستد. ايشان را امر معروف كنيد و نهى منكر كنيد و تهاون مكنيد در اين معنى و به اين آيه معذور مباشيد كه گويى چه من كار خود كرده باشم مرا با كسى سبيلى نيست كه به خداى كه اگر امر معروف و نهى منكر كنى و الاّ خداى تعالى مسلّط كند بر شما بدترين خلقان و بر شما نهد عذاب بدان كه نيكان شما ذليل شوند، ايشان دعا كنند خداى تعالى اجابت نكند». (تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 2، ص 235)
1098. ابوهريره گفت ما رسول خدا را گفتيم: يا رسول اللّه ! اگر ما همه معروف به جاى آوريم و امر نكنيم و از همه منكر اجتناب كنيم و نهى نكنيم، ما را زيان دارد؟ رسول عليه السلام گفت: «امر معروف كنيد؛ اگر چه همه معروف به جاى نياريد و نهى منكر كنيد؛ اگر چه از همه منكر اجتناب نكنيد». (تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 2، ص 235)

۱۰۹۹.ابوثعلبة الخُشنى گفت رسول عليه السلام را از اين آيه پرسيدم. گفت:«امر معروف و نهى منكر مى كنيد تا آنكه ببينيد كه مردم دنيا بر دين بگزينند و در فرمان بخيل شدند و متابعت هواى نفس بر دست گرفتند و هر كس براى خود معجب و مستبد شدند آنگه هر كسى حصّه نفس خود و آنچه به خاصّه او باز گردد، نگاه داريد و عوام را رها كنيد به كار خود كه از پس شما روزگارى خواهد بودن كه ايّام صبر باشد. در آن ايّام
هر كس كه به طاعت خداى عمل كند، ضلال ديگران او را زيان ندارد؛ بل ضلال و هلاك او بر او باشد و آن كس كه در آن روزگار مثل عمل شما كند، يك طاعتش را پنجاه ثواب باشد و هر مردى را از ايشان پايه پنجاه مرد از شما دارند».

1.روض الجنان، ج ۷، ص ۱۷۶.

2.همان، ص ۱۸۰ ـ ۱۸۱.

3.همان، ص ۱۸۱.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 44613
صفحه از 647
پرینت  ارسال به