۱۱۶۲.ابو هريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه او گفت:«خداى ضمان كرده است او را كه در سبيل او بيرون شود از سر ايمان به خدا و رسول كه يا شهادت روزى كند او را، يا باز گرداند او را به اهل خانه خود آمرزيده با مغفرت و ظفر و غنيمت».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 2، ص 597)
۱۱۶۳.ابو هريره روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت كه:«مسكين نه آن باشد كه او را يك لقمه يا دو لقمه باز گرداند يا يك خرما يا دو خرما و ليكن مسكين آن باشد كه او را غنايى و كفافى نباشد كه به آن مستغنى باشد از مردمان و از مردمان سؤال نتواند كردن و نداند كردن».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 2، ص 602)
۱۱۶۴.جرير بن عبداللّه گفت از رسول عليه السلام شنيدم كه گفت:«مهاجر و انصار ياران من بهرى اولياى بهرى اند، امر معروف مى كنند يعنى به ايمان و به خير، و نهى منكر مى كنند يعنى آنچه در سنّت و شريعت نشناسند».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 2، ص 610)
۱۱۶۵.رسول عليه السلام گفت:«عدْن بهشتى است خاص از بهشتهاى خداى هيچ چشم مثل آن نديده است و بر خاطر هيچ بشر چنان نگذشته در آنجا باشند سه گروه پيغمبران و صديقان و شهيدان. حق تعالى گويد خنك آن را كه در اينجا شود».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 2، ص 611)
۱۱۶۶.ابو سعيد خدرى روايت كند از رسول عليه السلام كه گفت:«چون اهل بهشت در بهشت قرار گيرند خداى تعالى گويد: يا اهل الجنّة؛ اى اهل بهشت! ايشان گويند: لبّيك وسعديك. هل رضيتم؛ راضى شدى؛ گويند: ربّنا ومالنا لا نرضى؛ بار خدايا!
چگونه راضى نشويم؟ تو بدادى ما را آنچه كس را نداده اى. حق تعالى گويد: من شما را به از اين بدهم. گويند: بار خدايا! به از اين چه بود؟ گويد رضا و خشنودى من از شما: «وَرِضْوانٌ مِنَ اللّه ِ أَكْبَرُ»۵ . رضا كه پس از آن هرگز سخط نبود، «ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»۶ ؛ اين ظفرى بزرگ است».