۱۲۳۵.أُبىّ روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«به آن خدايى كه جان من به امر اوست كه خداى تعالى در تورات و انجيل و زبور و قرآن هيچ سوره اى از اين فاضل تر و بزرگوارتر انزال نكرد كه تو برخواندى».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 248)
۱۲۳۶.عباده صامت روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله كه گفت:«فاتحة الكتاب عوض است از همه قرآن و هيچ سوره از او عوض نيست. از اينجا كه اگر همه قرآن مثلاً در يك ركعت نماز بخوانند بى فاتحه، آن ركعت درست نباشد و اگر هيچ دگر نخواند و فاتحه بخوانند، نماز درست باشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 249)
۱۲۳۷.عايشه روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«هر كه او اين هفت سوره دراز بگيرد او حبرى باشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 3، ص 250)
۱۲۳۸.انس مالك روايت كند كه يك روز گله شترى بر رسول صلى الله عليه و آله بگذشت به غايت حُسن. رسول صلى الله عليه و آله دست بر چشم نهاد و گفت:«خداى تعالى مرا چنين فرمود ولا تحزن عليهم و اندوه مدار بر ايشان».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 3، ص 250)
۱۲۳۹.در خبر است كه يك روز عبداللّه مسعود به درِ حجره رسول آمد و در بزد. رسول فرمود:«من على الباب». گفت: انا يا رسول اللّه ! رسول صلى الله عليه و آله به خشم آمد و گفت: «انا و انا و هل لمخلوق يقول انا». چون در بگشادند و عبداللّه مسعود درآمد و اثر خشم بر روى رسول بديد گفت يا رسول اللّه چه گناه كرده ام؟ گفت: «يا ابن مسعود ندانى كه هيچ مخلوقى را نرسد كه گويد اَنا». گفت: يا رسول اللّه ! توبه كردم كه نيز نگويم.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 3، ص 250)
۱۲۴۰.در خبر است كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«مرا نفرموده اند كه مال جمع كنم و از جمله تاجران باشم وليكن مرا وَحى چنين آمده است كه تسبيح كن به حمد خدا و از جمله
ساجدان باش و مرا پرست تا مرگ به تو آمدن».