343
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 298)

۱۲۴۶.مكحول گفت:عمر خطّاب را بر جهودى چيزى بود او را مطالبه كرد و سوگند خورد به خدا كه محمّد را بر همه آدميان بگزيد كه مفارقت نكند از او تا حقّ خود نستاند از او. جهود گفت: خداى محمّد را برنگزيد بر خلقان. عمر تپنچه بر روى او زد. جهود گفت: ميان من و تو حاكم ابوالقاسم باشد؛ يعنى رسول عليه السلام. پيش رسول آمدند. جهود حكايت كرد آنچه رفته بود.
رسول عليه السلام عمر را گفت: «امّا بر آن لطمه كه بر او زدى دل او خوش كن. و امّا تو اى يهودى! بشنو. بدان كه آدم صفى اللّه بود و ابراهيم خليل اللّه و موسى نجىّ اللّه و عيسى روح اللّه و انا حبيب اللّه . بلى يا يهودى! خداى تعالى امّت مرا دو نام از نامهاى خود اشتقاق كرد. او را سلام نام است، امّت مرا مسلم خواند. و او را مؤمن نام است، امّت مرا مؤمن خواند. بلى، يا يهودى! شما روزى طلب كرديد كه آن روز خدا ذخيره كرده بود ما را و آن روز آدينه است. امروز ماراست و فردا شما را و پس فردا ترسايان را. بلى، يا يهودى! شما در روزگار پيش ماييد و ما پس شماييم در مدّت وليكن پيش شماييم در قيامت. بلى، يا يهودى! بهشت بر پيغمبران حرام است تا من درشوم و بر اوصياء پيغمبران تا وصىّ من در شود و برامّتان تا امّت من درشوند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 305 ـ 306)

۱۲۴۷.حمزه عبدالمطلب را هند بنت عتبه مُثله كرده بود و شكم بشكافته و جگر او بگرفته، خواست تا بخورد. در دهانش سنگ شد تا بينداخت. رسول عليه السلام را بگفتند.
رسول گفت:
«حمزه از آن گرامى تر است كه بعضى از او به آتش بسوزد؛ چه حمزه اهل بهشت است و هند اهل دوزخ. خداى تعالى نخواست تا خون حمزه به احشاى هند مختلط شود».
آن گه گفت: «رحم اللّه حمزه؛ خدا بر حمزه رحمت كناد كه من او را نشناختم الاّ فعّال خير بود و رحم پيوند و اگر نه آنستى كه قومى محزون شوند بر اين رها كردمى تا خدا او را شكم جانوران حشر كردى».
آن گه گفت: «اگر خدا مرا ظفر دهد بر ايشان، هفتاد كس را عوض حمزه مُثله كنم».
خداى تعالى اين آيه فرستاد: «وَإِنْ عاقَبْتُمْ»۳ ؛ اگر عقوبت كنيد به مثل آن كنيد كه ايشان كرده باشند شما را.

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۱.

2.همان، ص ۱۱۸ ـ ۱۱۹.

3.النحل (۱۶): آيه ۱۳۶.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
342

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 254)

۱۲۴۱.روايت است از ابو اُمامه از أُبَىِّ كعب كه رسول عليه السلام گفت:«هر كه او سورة النّحل بخواند، خداى تعالى او را حساب نكند بر آن نعمت كه او را داده باشد در دنيا و او را مزد آنان دهد كه وقت مرگ وصيّتى نيكو كنند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 254)

۱۲۴۲.عبداللّه عمر گفت كه رسول عليه السلام گفت:«هيچ چيز نباشد و الاّ خداى را پيش از نماز پيشين و پس از زوال سجده كند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 3، ص 273)

۱۲۴۳.عبداللّه عباس گفت رسول عليه السلام گفته است:«خمر آن بود كه از انگور گيرند، و سكر از خرما، و نقيع از انگبين، و مرز از كاورس و غبيرا از گندم، و من كه رسولم نهى مى كنم شما را از هر چه مستى كند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 3، ص 280)

۱۲۴۴.در خبر است كه مردى به نزديك رسول عليه السلام آمد و گفت:يا رسول اللّه ! برادرم را از رنج شكم رنج مى باشد. گفت: «اسقه عسلا؛ بدو انگبين ده».
او برفت و انگبين داد. باز آمد و گفت يا رسول اللّه سود نداشت. گفت: «برو انگبينش ده. صدق اللّه و كذب بطن اخيك؛ خدا راست گو است و شكم او دروغ زن». برفت و انگبين داد او را. نيك شد.

(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 3، ص 281)

۱۲۴۵.عبداللّه بن حراد گويد:رسول عليه السلام را گفتم: يا رسول اللّه ! مؤمن زنا كند؟ گفت: «باشد كه كند».
گفتم: دزدى كند؟ گفت: «باشد كه كند».
گفتم: دروغ گويد؟ گفت: «نه، «إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُو?مِنُونَ بِآياتِ اللّه ِ»۶ ».

1.روض الجنان، ج ۱۱، ص ۳۵۳.

2.همان، ج ۱۲، ص ۱.

3.همان، ص ۴۶.

4.همان، ص ۶۱.

5.همان، ص ۶۳.

6.النحل (۱۶): آيه ۱۰۵.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 44213
صفحه از 647
پرینت  ارسال به