(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 306)
۱۲۴۸.روايت است از ابو اُمامه از أُبَىِّ كعب كه رسول عليه السلام گفت كه:«هر كه او سوره بنى اسرائيل بخواند و دلش رقيق شود، آنجا كه ذكر مادر و پدر است، خداى تعالى او را در بهشت دو قنطار مزد بدهد و قنطارى هزار و دويست اوقيه باشد هر اوقيه بهتر باشد از دنيا و هر چه در دنياست».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 307)
۱۲۴۹.طلحة بن عبيداللّه گفت از رسول عليه السلام پرسيدم كه معنى سبحان اللّه چه باشد؟ گفت:«تنزيه اللّه من كلّ سوء دور بكردن از خداى هر بدى».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 3، ص 309)
۱۲۵۰.... و روايت ديگر آن است كه رسول عليه السلام گفت:«مرا از حجره امّ هانى به آسمان بردند».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 3، ص 310)
۱۲۵۱.... و اين روايت كلبى است و ابو صالح از امّ هانى كه او گفت رسول عليه السلام را از حجره من به آسمان بردند. نماز خفتن بكرد و بخفت و من با او نماز خفتن بكردم و بخفتم و او را در نمازگاه رها كردم. بيدار نشوم تا او مرا بيدار كرد براى نماز. بامداد مرا گفت:برخيز يا امّ هانى تا تو را حديث عجب گويم. گفتم: يا رسول اللّه احاديث و
اقوال تو همه عجايب باشد. آن گه نماز بامداد بكرد. چون فارغ شد، بگفت: «بدان كه دوش چون نماز خفتن بگزاردم، جبرئيل آمد و من هم آنجا نشسته بودم. مرا گفت: برخيز و برون آى. من برخاستم و بيرون شدم. فرشته ايستاده بود و اسبى. مرا گفت برنشين. برنشستم. هر كجا به نشيبى رسيدى، دستهايش دراز شدى و پايها كوتاه و هر كجا به فرازى رسيدى، پايهايش دراز شدى و دستهايش كوتا؛ تا به بيت المقدس برسيدم و آنجا نماز بكردم. و ساق الحديث الى آخره. اكنون نماز بامداد با شما كردم».