345
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 310)

۱۲۵۲.و امّا سياقه قصّه به روايت انس بن مالك و ابوهريره و عبداللّه عباس و عايشه و امّ هانى و مالك بن صعصعه به اختلاف الفاظ و انفاق معانى و حديث بعضى داخل است در حديث بعضى، آن است كه رسول عليه السلام گفت:«من به مكّه بودم و بين النائم و اليقظان ميان خفته و بيدارى». به يك روايت گفت: «در حجره بودم». و آن جايى است از پسِ خانه كعبه. و به يك روايت: «در خانه امّ هانى، جبرئيل عليه السلام آمد و مرا گفت برخيز. من برخاستم و بيرون آمدم. مرا فرمودند تا به آب زمزم غسل كردم». و به يك روايت: «انايى بياوردند و آب كوثر با خود داشتند با آب زمزم بياميختند و مرا فرمودند تا از آن آب وضو كردم....
«آن گه مرا از سجده بيرون آوردند. بر درِ مسجد براق استاده بود. اسبى بود از خر مهتر و از شتر كهتر و دنبالش چون دنبال شتر بود و بَرش چون بَر اسب بود، رويش چون روى آدميان، دست و پايش چون دست و پاى شتر بود و سُم او چون سم گاو، و سينه اش چون ياقوت سرخ بود، و پشتش چون دُر سفيدى بود، زين از زينهاى بهشت بر او نهاده و او را دو پَر بود چون پَر طاووس، رفتنش چون برق بود و يك گام او يك چشم زدن بود. آن اسب را پيش من كشيدند و گفتند: برنشين كه اين اسب
ابراهيم خليل است كه بر او خانه كعبه را زيارت كردى. چون خواستم تا برنشينم، سر باز زد. جبرئيل گفت: بيارام اى براق كه بهترين خلق برتو خواهد نشست و اين فخر كه تو را خواهد بود از جنس تو هيچ چارپايان را نيست. گفت: بلى اى جبرئيل وليكن به شرطى و آن آن است كه فرداى قيامت چون من بسيار پيش او كشند با من شرط كند كه جز بر من ننشيند كه من طاقت مفارقت او ندارم». رسول عليه السلامشرط كرد، گفت: دست بر پشت او نهادم، خوى بريخت از حيا و شرم و چنان متطاطى شد تا نزديك آن بود كه شكم بر زمين نهد».

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۲۸.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
344

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 306)

۱۲۴۸.روايت است از ابو اُمامه از أُبَىِّ كعب كه رسول عليه السلام گفت كه:«هر كه او سوره بنى اسرائيل بخواند و دلش رقيق شود، آنجا كه ذكر مادر و پدر است، خداى تعالى او را در بهشت دو قنطار مزد بدهد و قنطارى هزار و دويست اوقيه باشد هر اوقيه بهتر باشد از دنيا و هر چه در دنياست».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 307)

۱۲۴۹.طلحة بن عبيداللّه گفت از رسول عليه السلام پرسيدم كه معنى سبحان اللّه چه باشد؟ گفت:«تنزيه اللّه من كلّ سوء دور بكردن از خداى هر بدى».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 3، ص 309)

۱۲۵۰.... و روايت ديگر آن است كه رسول عليه السلام گفت:«مرا از حجره امّ هانى به آسمان بردند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 3، ص 310)

۱۲۵۱.... و اين روايت كلبى است و ابو صالح از امّ هانى كه او گفت رسول عليه السلام را از حجره من به آسمان بردند. نماز خفتن بكرد و بخفت و من با او نماز خفتن بكردم و بخفتم و او را در نمازگاه رها كردم. بيدار نشوم تا او مرا بيدار كرد براى نماز. بامداد مرا گفت:برخيز يا امّ هانى تا تو را حديث عجب گويم. گفتم: يا رسول اللّه احاديث و
اقوال تو همه عجايب باشد. آن گه نماز بامداد بكرد. چون فارغ شد، بگفت: «بدان كه دوش چون نماز خفتن بگزاردم، جبرئيل آمد و من هم آنجا نشسته بودم. مرا گفت: برخيز و برون آى. من برخاستم و بيرون شدم. فرشته ايستاده بود و اسبى. مرا گفت برنشين. برنشستم. هر كجا به نشيبى رسيدى، دستهايش دراز شدى و پايها كوتاه و هر كجا به فرازى رسيدى، پايهايش دراز شدى و دستهايش كوتا؛ تا به بيت المقدس برسيدم و آنجا نماز بكردم. و ساق الحديث الى آخره. اكنون نماز بامداد با شما كردم».

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۲۰.

2.همان، ص ۱۲۳.

3.همان، ص ۱۲۶.

4.همان، ص ۱۲۸.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 44208
صفحه از 647
پرینت  ارسال به