(تفسير ابوالفتوح رازى ۱
، ج 3، ص 387 ـ 388)
۱۲۷۷.اوس بن خالد روايت كرد از ابوهريره كه رسول عليه السلام گفت:«روز قيامت خلقان را حشر كنند بر سه صنف: صنفى از ايشان پياده باشند، و صنفى سوار، و صنفى را بر روى حشر كنند».
گفتند: يا رسول اللّه ! بر روى چگونه روند؟
گفت: «همان خداى كه ايشان را بر پايها روان كرده، ايشان را بر روى برواند».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 391)
۱۲۷۸.عبداللّه بن سلمه گفت از صفوان بن عبداللّه مرادى، كه جهودى گفت جهودى ديگر را بيا تا از اين پيغمبر چيزى پرسيم. برفتند و رسول را از اين آيات پرسيدند.
گفت:«اين نه آيت بود كه خداى تعالى گفت در تورات كه شرك مى آرى به خداى و خون ناحق مريزى و زنا مكنى و ربا مخورى و جادو مكنى و سعايت مكنى كسى را به سلطان و اسراف مكنى و قذف محصنات مكنى و از زحف مگريزى و خاصّه بر شما كه جهودانى آن است كه روز شنبه تعرّض ماهى گرفتى نكنى».
بوسه بر دست او دادند و گفتند گواهى دهيم كه تو پيغمبرى. رسول عليه السلام گفت: چرا ايمان نيارى؟ گفت: بدانكه ما را گفتند داوود خداى را دعا كرد تا فرزندان او را از پيغمبرى خالى ندارد و ما ترسيم اگر به تو ايمان آريم جهودان ما را بكشند.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 3، ص 392)
۱۲۷۹.عبداللّه عباس گفت رسول عليه السلام گفت:«شبى از شبها نماز مى كرد و در نماز
مى گفت: يا رحمان يا رحيم. مشركان گفتند: محمّد تا به اكنون يك خداى را مى خواند، اكنون دو خداى را مى خواند: اللّه را و رحمان را. ما رحمان نشناسيم، الاّ رحمان يمامه را».
خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت: بگوى اى محمّد كه اين چه انكار است به آنكه من خداى را به نام رحمان مى خوانم. خداى را خواهى به نام اللّه خوانى، خواهى به نام رحمان خوانى، به هر نام خوانى او را نامهاى نيكوست.