385
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 452)

۱۳۰۰.رسول عليه السلام گفت:«شب معراج كه مرا به آسمان بردند، فرشته را ديدم چيزى در دهن گرفته به مانند گاو و آن را چهل هزار سر بود. در اقطار و جوانب عرش رفته و او پاى در پيش نهاده و پاى با پس نهاده و چشم در زير عرش كشيده. گفتم: يا جبرئيل! اين كيست و به چه كار ايستاده؟ گفت: اين اسرافيل است. از آن گه كه خداى تعالى او را آفريده است، ايستاده. منتظر فرمان خداست تا كه گويد او را كه در صور دَمْ».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 454)

۱۳۰۱.و در فردوس خلاف كردند. رسول عليه السلام گفت:«بهشت صد درجه است ميان هر دو درجه، چندان كه از آسمان تا زمين بلندترين درجه هاى بهشت فردوس بود و جويهاى بهشت از او فرود آيد و بالاى آن عرش خداى بود و چون از خداى بهشت خواهيد، بهشت فردوس خواهيد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 3، ص 455)

۱۳۰۲.ابوبكر بن عبداللّه بن نفيس روايت كرد از پدرش از رسول عليه السلام كه گفت:«بهشتهاى فردوس چهار است: دو از سيم است و هر چه در آنجاست از آلات و اوانى، و دو از زر است و هر چه در اوست از آلات و اوانى».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 3، ص 455)

۱۳۰۳.ابو هريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه گفت:«از شرك كهتر بپرهيزيد».
گفتند: يا رسول اللّه ! شرك كهتر كدام است؟
گفت: «ريا باشد آن روز كه خداى خلقان را به عمل جزا دهد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 3، ص 457)

۱۳۰۴.رسول عليه السلام گفت:«هر كه او نماز كند به ريا، شرك آورده باشد و هر كه روزه
دارد به ريا و صدقه دهد به ريا، او شرك آورده باشد».

1.روض الجنان، ج ۱۳، ص ۴۰ ـ ۴۱.

2.همان، ص ۴۳.

3.همان، ص ۴۶.

4.همان، ص ۴۷.

5.همان، ص ۵۰.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
384

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 452)

۱۲۹۹.ابو سعيد خدرى گفت از رسول عليه السلام شنيدم كه:«يأجوج و مأجوچ سدّ بگشايند و بيرون آيند؛ چنان كه خداى تعالى گفت: «وَهُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ»۲ ؛ و مردم از ايشان بگريزند و با حصنها شوند تا به دجله رسند. هر آب كه در دجله بود، باز خورند؛ چنانكه خشك شود و كسانى كه آنجا گذر كنند، گويند وقتى جويى بوده است اينجا، تا همه زمين بگيرند. آن گه گويند مانديم به اهل آسمان. آن گه يكى از ايشان حربه به سوى آسمان اندازد و باز پس آيد خون آلود براى فتنه، و استخوان ايشان بدين حال باشد كه خداى تعالى كرمى بفرستد تا در گردن ايشان افتد؛ همچنان كه ملخ ميرد، به يك بار بميرند. مسلمانان در روز آيند و از ايشان هيچ حسّى و آوازى نشنوند. گويند كس هست كه جان به فداى ما كند، بنگرد تا حال اينان چيست. يكى اختيار كند و دل بر مرگ دهد و از زير حصن به زير آيد و بنگرد، همه را مرده يابد. برود و بشارت دهد ايشان را. مسلمانان از حصنها به زير آيند و چهارپايان سر در ايشان نهند و ايشان را چون گياه بخورند و از گوشت ايشان فربه
شوند».

1.روض الجنان، ج ۱۳، ص ۳۹ ـ ۴۰.

2.الأنبياء (۲۱): آيه ۹۶.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 43678
صفحه از 647
پرینت  ارسال به