(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 452)
۱۳۰۰.رسول عليه السلام گفت:«شب معراج كه مرا به آسمان بردند، فرشته را ديدم چيزى در دهن گرفته به مانند گاو و آن را چهل هزار سر بود. در اقطار و جوانب عرش رفته و او پاى در پيش نهاده و پاى با پس نهاده و چشم در زير عرش كشيده. گفتم: يا جبرئيل! اين كيست و به چه كار ايستاده؟ گفت: اين اسرافيل است. از آن گه كه خداى تعالى او را آفريده است، ايستاده. منتظر فرمان خداست تا كه گويد او را كه در صور دَمْ».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 454)
۱۳۰۱.و در فردوس خلاف كردند. رسول عليه السلام گفت:«بهشت صد درجه است ميان هر دو درجه، چندان كه از آسمان تا زمين بلندترين درجه هاى بهشت فردوس بود و جويهاى بهشت از او فرود آيد و بالاى آن عرش خداى بود و چون از خداى بهشت خواهيد، بهشت فردوس خواهيد».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 3، ص 455)
۱۳۰۲.ابوبكر بن عبداللّه بن نفيس روايت كرد از پدرش از رسول عليه السلام كه گفت:«بهشتهاى فردوس چهار است: دو از سيم است و هر چه در آنجاست از آلات و اوانى، و دو از زر است و هر چه در اوست از آلات و اوانى».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 3، ص 455)
۱۳۰۳.ابو هريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه گفت:«از شرك كهتر بپرهيزيد».
گفتند: يا رسول اللّه ! شرك كهتر كدام است؟
گفت: «ريا باشد آن روز كه خداى خلقان را به عمل جزا دهد».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 3، ص 457)
۱۳۰۴.رسول عليه السلام گفت:«هر كه او نماز كند به ريا، شرك آورده باشد و هر كه روزه
دارد به ريا و صدقه دهد به ريا، او شرك آورده باشد».