391
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 487 ـ 488)

۱۳۲۱.صالح بن محمّد روايت كرد از اميرالمؤمنين عليه السلام كه او گفت من رسول را گفتم:يا رسول اللّه ! وفد ملوك؛ چندان كه باشند سوار باشند. فما وفداللّه ؛ وفد خداى چگونه باشد؟
او گفت: «يا على! چون مؤمنان از پيش خداى باز گردند، فرشتگان به استقبال ايشان آيند با شتران به پالانهاى زر و زمامهاى زر بر مركب حلّه افكنده كه قيمت آن از همه دنيا بيش باشد. هر مؤمن حلّه اى از آن بپوشند و بر مركبى نشينند. مركبان ايشان روى به بهشت نهند. چون به دَر بهشت رسند، فرشتگان به استقبال آيند گويند: «سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ»۲ ».

1.روض الجنان، ج ۱۳، ص ۱۱۲ ـ ۱۱۳.

2.أي غالِياً أو مُقَصِّراً .

3.الزمر (۳۹): آيه ۷۳.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
390

۱۳۱۹.جوبير گويد از ضحّاك كه ضحّاك گويد به من رسيد خبرى از رسول عليه السلامكه من آن خبر را منكر بودم. برخاستم براى آن خبر رحلت كردم و به مدينه آمدم تا از صحابه بپرسم. در مسجد آمدم و حلقه اى بديدم دو پير را پشت باز داده. پرسيدم كه اينان كه اند؟ گفتند:يكى ابو سعيد خدرى است و يكى ابو هريره. من ابو سعيد را گفتم: يا ابا سعيد! خبرى روايت مى كنند از رسول عليه السلام و مرا در آن شكّ است و براى آن آمده ام تا بدانم تا رسول گفته است يا نه. گفت: آن خبر كدام است؟ گفتم: اينكه مى گويند كه رسول گفت: «إِنَّ قَوْماً يَخْرُجُوْنَ مِنَ النّار بَعْدَ ما صَارُوْا حُمَماً وَفَحْماً؛ گروهى را از دوزخ بيارند كه سوخته شده باشند و از سوختگى فحم شده باشند».
او اشاره كرد به گوش و گفت: سمعت رسول اللّه والاّ صمتا؛ گفت: از رسول شنيدم اين خبر، و الاّ كر باد اين گوش ها.

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 487)

۱۳۲۰.رسول عليه السلام گفت:«خلقان در قيامت بر طبقات باشند. گروهى آنان باشند كه ايشان را صحيفه برنه افلاجند و ترازو برندارد و آن انبياء و اوصياء و اولياء و صدّيقان و شهداء باشند و گروهى آن باشند كه ايشان را صحيفه برنه افلاجند و ترازو بردارند و ايشان نيز بر سه طبقه باشند. گروهى آن باشند كه ايشان را حسنات بيش از سيّئات باشد. خداى تعالى ايشان را به بهشت فرستد. و گروهى آن باشند كه ايشان را حسنات و سيّئات راست باشد. خداى تعالى بفرمايد تا ايشان را مدّتى در عرصات قيامت موقوف كنند، آن گه به بهشت فرستد ايشان را. و گروهى آن باشند كه سيّئاتشان بيش از حسنات باشد. حال ايشان از چند وجه بيرون نباشند: امّا خداى تعالى بر ايشان رحمت كند و ايشان را عفو كند، و به تفضّل ايشان را به بهشت فرستد، و امّا من
شفاعت كنم يا كسى كه از اهل شفاعت باشد. خداى تعالى ايشان را ببخشد. اگر هيچ اين دو نباشد، خداى تعالى بفرمايد تا ايشان را به دوزخ برند و به مقدار گناهشان عقوبت كنند و باز با بهشت آرند. آن گه چون خداى تعالى خواهد كه ايشان را با بهشت آرد، مالك را بفرمايد تا هواى دوزخ را صافى كند از دور و كدورت آن گه بفرمايد تا طبقه هاى دوزخ برافكنند، منافقان از درك اسفل برنگرند، مؤمنان را بينند. ايشان را بر سبيل طعن گويند: الستم مؤمنين؟ الستم مصلّين؟ الستم صائمين؟ نه شما مؤمنانيد؟ نه شما نمازگزارانيد؟ نه شما روزه دارانيد؟ امروز با ما اينجا گرفتاريد. ايشان گويد: بار خدايا! ما را با طعنه اين دشمنان طاقت نيست.
حق تعالى جبرئيل را گويد، جمله مؤمنان را از دوزخ بيار. او بيايد و جماعتى بسيار را بيارد. دگر باره گويد: برو هر كه در دل او از روى مثل مثقال حبّة من خردل ايمان بوده است او را از دوزخ بيار. او بيايد و جماعتى بسيار را بيارد. دگر باره گويد: برو و هر كه در همه عمر خود يك بار گفته باشد لا اله الاّ اللّه به اخلاص، او را از دوزخ بيار. جبرئيل بيايد جمله مؤمنان را بيارد تا آنجا نمانند، الاّ كافران. آن گه ايشان را به چشمه اى آرد كه آن را عين الحيوان گويند. از آن چشمه غسل كنند تا همه سياهى و تباهى از اندامشان برود، مگر اثرى اندك كه در پيشانى ايشان بماند. اهل بهشت چون ايشان را ببينند، گويند اينان را از دوزخ بياورده اند. خداى تعالى آن نشان هم ببرد و خطّى از نور پديد آرد: عتقاء اللّه ؛ آزاد كردگان خدايند».

1.همان، ص ۱۱۲.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 43661
صفحه از 647
پرینت  ارسال به