(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 176)
۱۳۹۶.حذيفة اليمانى گفت از رسول عليه السلام كه او گفت:«دابّة الارض بيست گز بالاى او باشد. هيچ طالب او را درنيابد و هيچ هارب از او فائت نشود. مؤمن را بر روى علامت زند و كافر را بر روى داغ نهد. عصاى موسى با او باشد و انگشترى سليمان».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 176)
۱۳۹۷.ابو هريره روايت كرد از رسول عليه السلام گفت:«دابّة الارض چون بيرون آيد، عصاى موسى با او باشد و انگشترى سليمان يا انگشترى روى مؤمن را نقش كند و مهر، و به عصاى موسى كافر را بينى بشكند و چون مؤمنان و كافران بر او حاضر آيند، ايشان را از يكديگر بشناسد. مؤمن را گويد يا مؤمن و كافر را گويد يا كافر».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 177)
۱۳۹۸.عبداللّه عمر روايت كرد كه اعرابى به نزديك رسول آمد و از او پرسيد كه صور چيست؟ گفت:«بر شكل قرنى است و سروئى مجوّف كه او دمند».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴
۱۳۹۹.ابو هريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه:«خداى تعالى، چون از خلق آسمان و زمين بپرداخت، صور بيافريد و به اسرافيل داد. او بستد و در دهن گرفت و چشم در زير عرش كشيد تا كى فرمايد او را كه در صور دَمْ».
گفت: من گفتم: يا رسول اللّه ! صور چه باشد؟
گفت: «سروئى است بزرگ و عظيم، دور او چندِ عرض آسمان و زمين. اسرافيل عليه السلام سه بار در دَمد: يكى نفخه فزع باشد، نفحه دوم نفحه صعق باشد، و سيم نفخه احياء باشد كه خداى خلقان را زنده كند. خداى تعالى به نفخه اوّل، اسرافيل را فرمايد كه در صور دَمْ. او يك بار در صور دمد دميدنى كه به هر چه در آسمان و زمين برسد، الاّ آن كس كه خداى خواهد و خداى تعالى فرمايد تا آن نفخ ممدود و مطوّل كند و آن آن است كه خداى تعالى گفت: «ما يَنْظُرُونَ إِلاّ صَيْحَةً واحِدَةً»۵ . خداى تعالى عند آن كوهها را به رفتن درآرد تا همچنان بروند كه ابر رود و زمين بجنبد جنبيدنى كه ساكن نشود، چه خداى تعالى آن را بر كوهها بر جاى مى دارد كه ميخهاى اوست تا به مانند سفينه و كشتى شود بر سر آب يا آوندى كه آويخته از سقفى كه باد بر او مى ورزد و مى جنباند».