۱۴۷۶.ابوهريره روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«ابراهيم عليه السلام سه دروغ گفت براى مجادله دين: يكى قوله: «انّي سقيم»۱ ، و يكى «فَعَلَهُ كَبيرُهُمْ»۲ و يكى آن گه گفت ساره خواهر من است».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 434)
۱۴۷۷.عبداللّه عباس از رسول صلى الله عليه و آله روايت كرد كه ذبيح اسماعيل بود و از جمله ادلّه بر آن كه اسماعيل بود، قول النّبى صلى الله عليه و آله است:«من پسر آن دو كشته ام».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴
، ج 4، ص 437)
۱۴۷۸.انس مالك روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«چون بر من صلوات فرستيد بر پيغمبران ديگر صلوات فرستيد كه خداى تعالى مى گويد: «وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ»۵ ».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۶ ، ج 4، ص 453)
۱۴۷۹.روايت است از أُبَىِّ كعب كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«هر كه او سوره ص بخواند، خداى تعالى او را چندان مزد دهد كه وزن كوههايى كه با داوود تسبيح كردند و او را نگاهدارد از گناهان صغيره و كبيره».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۷ ، ج 4، ص 445)
۱۴۸۰.ابوهريره روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله گفت:«زرقت چشم، خجسته باشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۸ ، ج 4، ص 460)
۱۴۸۱.روايت كرد ابوهريره از رسول صلى الله عليه و آله كه:«سليمان صد زن و كنيزك داشت. يك روز گفت: من امشب گرد ايشان جمله برآيم تا خداى تعالى مرا صد پسر دهد تا همه در سبيل خداى جهاد كنند و شمشير زنند. خداى تعالى چنان قضا كرد كه از آن زنان هيچ زن بار نگرفت، الاّ يك زن كه كودكى مرده بزاد. او را بياوردند و مرده بر سرير
سليمان بنهادند».