439
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 503)

۱۵۰۰.انس مالك روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«حواميم ديباچه قرآن است».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 505)

۱۵۰۱.رسول صلى الله عليه و آله گفت:«حواميم هفت است و درهاى دوزخ هفت: جهنّم، و حطمه، و لظى، و سعير، و سقر، و هاويه، و جحيم. روز قيامت هر سورتى بيايد و بر درى ازين درها بايستد و رها نكند كه هيچ خواننده اين سورتها را كه ايمان داشته باشد، او را به دوزخ برند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 505)

۱۵۰۲.زِرِّ بن حُبيش روايت كرد از أُبَىِّ كعب كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«هر كه او حم المؤمن بخواند، روى هيچ پيغمبرى و صديقى و شهيدى و مؤمنى بنماند، الاّ بر او صلوات فرستد و براى او استغفار كند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 4، ص 506)

۱۵۰۳.عكرمه روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله كه او گفت:«حم نامى است از نامهاى خداى تعالى و اين از كليدهاى خزائن خداى تعالى است».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 4، ص 507)

۱۵۰۴.انس روايت كرد كه اعرابى رسول را صلى الله عليه و آله گفت:«حم» چيست كه ما در لغت نمى شناسيم آن را؟ گفت بدو: «اسماء و فواتح سور ابتداى نامها است و اوايل سورتها».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۶ ، ج 4، ص 508)

1.روض الجنان، ج ۱۶، ص ۳۴۹.

2.همان، ج ۱۷، ص ۱.

3.همان، ص ۱ ـ ۲.

4.همان، ص ۲.

5.همان، ص ۵.

6.همان، ص ۶.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
438

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 502)

۱۴۹۸.انس مالك روايت كرد كه يك روز رسول صلى الله عليه و آله اين آيت مى خواند. چون به اينجا رسيد كه:«إِلاّ مَنْ شاءَ اللّه ُ»۲ ، من گفتم: يا رسول اللّه ! اينان كه اند كه خداى تعالى استثناء كرد اينان را از صعقه نفخ صور؟ گفت: جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و ملك الموت. چون همه خلايق را جان بردارند، اين چهار كس مانند. خداى تعالى ملك الموت را گويد: كه ماند اى ملك الموت؟ و او عالم تر بود. ملك الموت گويد: بار خدايا! تو عالم ترى. ما چهار كس مانديم. گويد: با ملك الموت جان اسرافيل بردارد. او جان اسرافيل بردارد. آن گه گويد كه ماند؟ گويد جبرئيل و ميكائيل و ملك الموت. گويد: ميكائيل را جان بردار. ملك الموت قبض روح او كند. چون كوهى بيفتد. آن گه كه ماند؟ گويد بار خدايا ملك الموت و جبرئيل ماند. گويد بمير اى ملك الموت [او] بميرد. و جبرئيل ماند و بس. خداى تعالى جبرئيل را گويد كه ماند؟ او گويد: بار خدايا! وجهك الدائم الباقي وجبرئيل الميّت الفانى. خداى تعالى گويد يا جبرئيل از مرگ چاره اى نيست. جبرئيل به سجده درآيد بروى و پَر مى زند و مى گويد: سبحانك ربّى تباركت وتعاليت يا ذ الجلال والاكرام. آن گه جان بدهد تا نماند جز خداى عزّوجلّ». آن گه رسول صلى الله عليه و آله گفت: «خلق جبرئيل بر ميكائيل چندان تفاوت دارد كه كوهى بر تلّى».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 502)

۱۴۹۹.انس روايت كرد كه يك روز مردى جهودى در بازار مدينه مى گفت و الّذى اصطفى موسى على البشر؛ به آن خداى كه موسى را بر آدميان بگزيد. انصارى
طپانچه بر روى او زد و گفت:
چنين مى گويى و رسول خدا در ميان ماست! رسول صلى الله عليه و آله اين آيت بخواند آن گه چون با جاى استثناء رسيد، گفت: «اوّل كسى كه سر از گور بردارد، من باشم كه بنگرم موسى را. بينم كه دست در قائمه از قوائم عرش زده. ندانم تا او را پيش از من زنده كرده باشند يا او از آنان باشد كه خداى در اين آيت استثناء كرد».

1.روض الجنان، ج ۱۶، ص ۳۴۸.

2.الزّمر (۳۹): آيه ۶۸ .

3.روض الجنان، ج ۱۶، ص ۳۴۸ ـ ۳۴۹.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 43351
صفحه از 647
پرینت  ارسال به