۱۵۰۵.ابو هريره روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«جدال در قرآن كفر باشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 509)
۱۵۰۶.شهر بن حوشب گفت از عبداللّه عباس كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«تفكّر مكنيد در عظمت خداى و ليكن تفكّر كنيد در خلق خداى كه خداى تعالى فرشته اى را آفريده است، زاويه اى از زواياى عرش بر دوش اوست و پايهاى او در زير هفتمين زمين است و سَر او بالاى هفتم است و از هيبت خداى تعالى چنان حقير شود به مانند مرغكى كوچك».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 510)
۱۵۰۷.محمد بن المنكدر گفت از جابر بن عبداللّه انصارى كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«مرا دستورى دادند كه باز گويم از فرشته از جمله حاملان عرش كه از گوش تا به دوش او هفتصد ساله راه است».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 510)
۱۵۰۸.سعيد جبير روايت كرد از ابو الحمراء، خادم رسول صلى الله عليه و آله كه او گفت:از رسول شنيدم كه گفت: «شب معراج كه مرا به آسمان بردند، بر ساق عرش ديدم نوشته: لا اله الاّ اللّه محمدٌ رسول اللّه ايّدته بعلىّ ونصرته به».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 4، ص 511)
۱۵۰۹.در خبر آمد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«مرده در گور خفيق نعل آنان كه از جنازه او باز مى گردند بشنود و آن كسى كه دست بر خاك او نهد براى زيارت، چون دست بر هم نهد و بيفشارند، بشنود».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 4، ص 513)
۱۵۱۰.و حديث فاطمه بنت اسد (رضى اللّه عنها) و آن گه حضرت رسول صلى الله عليه و آله او را به دست خود دفن كرد از آنكه بر او حقّ تربيت مادرى داشت و رسول را او پرورده بود، چون او را در لحد نهاد و سر گور راست كرد و بر سَر گور او بنشست؛ چون كسى
كه گوش به كلام كس دارد. آن گه گفت:«ابنك ابنك ابنك».
صحابه پرسيدند كه اين چه بود كه گفتى؟
گفت: «بدانيد كه در اين حال كه خاك بر او راست كردند، خداى تعالى او را زنده كرد. فرشتگان سؤال آمدند و او را از خداى پرسيدند. جواب به صواب داد و از رسول پرسيدند. جواب به صواب داد و از امامش پرسيدند، فرو ماند. منش تلقين كردم و گفتم: پسر تو است سه بار».