(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 558)
۱۵۱۵.خبرى از رسول صلى الله عليه و آله روايت كردند كه چون اين آيت آمد، حضرت رسول صلى الله عليه و آلهدلتنگ شد. گفتند:يا رسول اللّه ! چرا دلتنگى؟
فرمود: «مرا خبر دادند به بلايى كه به امّت من مى رسد: خسف و مسخ و قذف و آتش كه ايشان را جمع كند و بادى كه ايشان را در دريا ريزد و آياتى و علاماتى پياپى به نزول عيسى و خروج دجّال».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 559)
۱۵۱۶.زيد بن على عليه السلام روايت كرد از پدرش از جدّش اميرالمؤمنين عليه السلام كه او گفت من با رسول اللّه صلى الله عليه و آله شكايت كردم از حسد مردمان بر من. مرا گفت:«يا على! راضى نباشى كه چهارم چهار كس باشى كه در بهشت شوند؟ من باشم و تو و فاطمه و حسن و حسين و زنان ما از چپ و راست ما باشند و فرزندان ما از پَس پشت ما و شيعه ما از پس ايشان باشند».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 570)
۱۵۱۷.شهر بن حوشب روايت كرد از امّ سلمه كه رسول صلى الله عليه و آله يك روز فاطمه را گفت:«برو و شوهرت را و فرزندانت را بيار. او برفت و ايشان را حاضر نمود. رسول صلى الله عليه و آلهگليمى بر ايشان فكند و گفت: بار خدايا! صلوات و بركات خود بر ايشان كن كه تو حميدى و مجيدى».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 4، ص 570)
۱۵۱۸.احمد بن عامر روايت كرد از پدرش از رضا عليه السلام، از پدرانش، از اميرالمؤمنين (صلوات اللّه و سلامه عليه) كه رسول صلى الله عليه و آله فرمود:«بهشت حرام است بر آنان كه بر اهل بيت من ظلم كنند و عترت مرا برنجانند و هر كس كه صنيعتى كند با يكى از فرزندان عبدالمطلب و او مكافات نتواند كرد، او را من مكافات كنم روز قيامت».