443
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 570)

۱۵۱۹.انس مالك روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله كه او گفت:«جبرئيل گفت از خداى تعالى كلماتى در حكمت و موعظت، و آن اين است كه گفت: هر كه او دوستى از آنِ مرا اهانت كند، چنان است كه با من مبارزت كارزار مى كند و من به نصرت و يارى دوستان خود سريع باشم و من براى ايشان خشم كنم؛ چنان كه شير خشمگين و در هيچ كار مرا آن تردّد نباشد كه در قبض روح بنده مؤمن كه او كاره است مرگ را و من كارِه ام رنج و دلتنگى او را، و چاره اى نيست او را از مرگ و بنده به هيچ چيز به من تقرّب نكند؛ چنان كه به اداى (فرايض)، و بنده مؤمن لا يزال تقرّب مى كند به من به نوافل تا او را دوست گيرم. چون دوست گرفتم او را، سمع و بصر و دست او باشم و قوّت كننده او. اگر خواهد بدهمش و اگر دعا كند اجابت كنم او را. و از بندگان من كسى باشد كه او از من بابى از ابواب عبادت خواهد و من بر او آن در نگشايم؛ چه اگر بگشايم او به عجب شود و در آن عجب هلاك شود و از بندگان من كسى باشد كه او را جز بيمارى بر صلاح ندارد و اگر تندرستى دهم او را، تباه شود. و از بندگان من كسى باشد كه صلاح او در توانگرى بود كه اگر درويشى دهم او را، به فساد شود. و از بندگان كسى باشد كه صلاح او در درويشى بود كه اگر توانگرى دهم او را، فاسد شود. من تدبير بندگان خود دانم كردن از آنجا كه دلهاى ايشان دانم كه من عليَّم و خبيرم».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 575)

۱۵۲۰.سعد بن سنان روايت كرد از انس مالك از رسول صلى الله عليه و آله كه او گفت:«چون خداى تعالى به بنده اى خير خواهد، تعجيل عقوبت كند او را از گناهى كه كرده باشند و چون به بنده اى بدى خواهد، عقوبت تأخير كند تا به روز قيامت».

(تفسير
ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 576)

1.روض الجنان، ج ۱۷، ص ۱۲۴.

2.همان، ص ۱۳۲.

3.روض الجنان، ج ۱۷، ص ۱۳۵.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
442

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 558)

۱۵۱۵.خبرى از رسول صلى الله عليه و آله روايت كردند كه چون اين آيت آمد، حضرت رسول صلى الله عليه و آلهدلتنگ شد. گفتند:يا رسول اللّه ! چرا دلتنگى؟
فرمود: «مرا خبر دادند به بلايى كه به امّت من مى رسد: خسف و مسخ و قذف و آتش كه ايشان را جمع كند و بادى كه ايشان را در دريا ريزد و آياتى و علاماتى پياپى به نزول عيسى و خروج دجّال».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 559)

۱۵۱۶.زيد بن على عليه السلام روايت كرد از پدرش از جدّش اميرالمؤمنين عليه السلام كه او گفت من با رسول اللّه صلى الله عليه و آله شكايت كردم از حسد مردمان بر من. مرا گفت:«يا على! راضى نباشى كه چهارم چهار كس باشى كه در بهشت شوند؟ من باشم و تو و فاطمه و حسن و حسين و زنان ما از چپ و راست ما باشند و فرزندان ما از پَس پشت ما و شيعه ما از پس ايشان باشند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 570)

۱۵۱۷.شهر بن حوشب روايت كرد از امّ سلمه كه رسول صلى الله عليه و آله يك روز فاطمه را گفت:«برو و شوهرت را و فرزندانت را بيار. او برفت و ايشان را حاضر نمود. رسول صلى الله عليه و آلهگليمى بر ايشان فكند و گفت: بار خدايا! صلوات و بركات خود بر ايشان كن كه تو حميدى و مجيدى».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 4، ص 570)

۱۵۱۸.احمد بن عامر روايت كرد از پدرش از رضا عليه السلام، از پدرانش، از اميرالمؤمنين (صلوات اللّه و سلامه عليه) كه رسول صلى الله عليه و آله فرمود:«بهشت حرام است بر آنان كه بر اهل بيت من ظلم كنند و عترت مرا برنجانند و هر كس كه صنيعتى كند با يكى از فرزندان عبدالمطلب و او مكافات نتواند كرد، او را من مكافات كنم روز قيامت».

1.روض الجنان، ج ۱۷، ص ۱۰۰.

2.همان، ص ۱۰۱.

3.همان، ص ۱۲۲.

4.همان، ص ۱۲۲.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 43305
صفحه از 647
پرینت  ارسال به