۱۵۲۱.عبداللّه عباس گفت كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«چون روز قيامت باشد، منادى ندا كند كه هر كه بر خداى مزدى دارد گو بيا و مزد خود بستان. جماعتى برخيزند. فرشتگان گويند: مزد شما بر خداى چيست؟ گويند: ما آنانيم كه در دنيا عفو كرديم آنان را كه بر ما ظلم كردند».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 578)
۱۵۲۲.واثلة بن الاشفع گفت از رسول صلى الله عليه و آله كه او فرمود:«از خجستگى زن آن باشد كه اوّل دختر زايد، آن گه پسر. نبينى كه حق تعالى در باب منّت ابتداى به دختران كرد، آن گه ذكر پسر كرد و گفت: «يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَيَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ»۲ ».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 580)
۱۵۲۳.روايت است از ابو اُمامه از أُبَىِّ كعب كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«هر كه سوره زخرف را بخواند، فرداى قيامت از جمله آنان باشد كه خداى تعالى ايشان را گويد: «يا عِبادِ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَلا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ»۴ ادخلوا الجنّة بغير حساب. خداى تعالى فرمايد: بندگان من! بر شما ترس و اندوهى نيست. به بهشت شويد بى شمار».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۵
، ج 5، ص 1)
۱۵۲۴.ابو موسى روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله كه روزى به دَرِ خانه فراز آمد كه جماعتى در آنجا بودند از قريش و جوانب در خانه به دست گرفت و گفت:«در خانه كسى هست، جز قريش؟»
گفتند: نه مگر يكى از خواهرزادگان ايشان.
گفت: «او هم از ايشان باشد».
آن گه گفت: «اين كار در قريش باشد مادام تا در حكم عادل باشند و بر رعيّت
رحيم باشند و به عهد وفا كنند. هر كه نه چنين كند، لعنت خداى و فرشتگان و مردمان بر او باد و خداى از او هيچ فريضه و سنّت نپذيرد».