447
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 5، ص 28)

۱۵۳۲.عايشه روايت كرد. شبى از شبهاى نيمه شعبان نوبت من بود. رسول صلى الله عليه و آلهبيامد و به بستر خواب درآمد. چون مرا چشم در خواب شد، از بستر بخيزيد و برفت. من از خواب درآمدم، رسول را نديدم. برخاستم و گمانم چنان بود كه به بعضى حجرهاى زنان رفته است. بيامدم و رسول را در نماز يافتم. با خود گفتم تن و جان من فداى تو باد:أنت في واد وأنا في واد. رسول صلى الله عليه و آله را ديدم كه يك ركعت نماز بكرد، به قرائت خفيف. چون به ركوع رسيد، چندانى مقام كرد كه شب به نيمه رسيد و چون به ركعت دوم برخاست قرائت خفيف بخواند. چون به سجده شد، چندان مقام كرد كه شب به آخر رسيد و در سجده مى گفت:
سجد لك سوادي وآمن بك فؤادي هذه يداي الّتي جنيتُ بها على نفسي فاغفر لي الذنب العظيم إِنّه لا يغفر الذنب العظيم الاّ الربّ العظيم اعوذ برضاك من سخطك وبعفوك من عقوبتك واعوذ بك منك لا أَحصى ثناء عليك.
چون فارغ شد، در حجره آمد. گفتم: يا رسول اللّه ! اين چه شب است؟
گفت: «نيمه شعبان است. خداى تعالى در اين شب بر مؤمنان امّت من رحمت مى كند، الاّ بر مدمن الخمر و مصرّ بر زنان و ربا و بر آن كه بر پدر و مادر عاق باشد يا صورتگر باشد يا سخن چين بود. در اين شب اعمال بندگان رفع كنند و در اين شب خداى را آزاد كردگان باشد به عدد موى گوسفندان بنى كلب».
من گفتم: يا رسول اللّه ! به اين چه اختصاص است بنى كلب را؟ گفت: «از ايشان بيشتر گوسفند ندارند در عرب».

1.روض الجنان، ج ۱۷، ص ۲۰۳.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
446

۱۵۲۸.ثوبان روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«يكى از اهل بهشت بيايد به درختى ميوه دار و از او ميوه باز مى كند، به هر يكى كه از آن درخت باز كند، به جاى او دو پديد آيد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 5، ص 22)

۱۵۲۹.حسن روايت كرد از ابو هريره كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«هر كه او حم دخان بخواند در شب آدينه، در روز آيد گناهان آمرزيده».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 5، ص 25)

۱۵۳۰.ابو اُمامه روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله فرمود كه:«هر كه حم دخان بخواند در شب آدينه، خداى تبارك و تعالى براى او در بهشت خانه اى بنا كند از بركت خواندن آن».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 5، ص 25)

۱۵۳۱.ابو هريره روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«شب نيمه شعبان جبرئيل به من آمد در اوّل شب. گفت: يا محمد! دستها بر آسمان دار. گفتم: اين چه شب است؟ گفت: اين شبى است كه خداى تعالى در اين شب درى از درهاى رحمت بگشايد و جمله گناهكاران را بيامرزد، الاّ كسى كه مشرك باشد يا ساحر يا كاهن يا كينه و ريا مدمن الخمر يا مصرّ بر زنا و ربا كه اينان را به تو بيامرزد و چون بعى از شب برفت، جبرئيل باز آمد و گفت: يا محمد! سر بر آسمان دار. من سر برداشتم، درهاى آسمان و درهاى بهشت ديدم گشاده. بر دَر آسمان اوّل فرشته ايستاده بود، مى گفت: خُنك آن را كه در اين شب ركوعى كند و بر دَرِ دوم فرشته آواز مى داد و مى گفت: خنك آن را كه در اين شب سجده اى كند و بر دَرِ سيم فرشته اى مى گفت: خُنك آن را كه در اين شب دعا كند و بر دَرِ چهارم فرشته اى مى گفت: خنك آنكه در اين شب از ترس خداى بگريد و بر دَرِ ششم فرشته اى مى گفت: خنك مسلمانان را در اين شب كه
توبه كنند و بر دَرِ آسمان هفتم فرشته اى مى گفت: هيچ سائلى هست تا مرادش بدهند؟ هيچ آمرزش خواهى هست تا بيامرزندش؟»
رسول صلى الله عليه و آله گفت: «من جبرئيل را گفتم: اين درها تا كى گشاده باشد؟ گفت: تا صبح برآمدن. آن گه گفت: خداى را در اين شب آزاد كردگان باشند از آتش دوزخ به عدد موى گوسفندان بنى كلب».

1.روض الجنان، ج ۱۷، ص ۱۹۰.

2.همان، ص ۱۹۸.

3.همان، ص ۱۹۸.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 43296
صفحه از 647
پرینت  ارسال به