۱۵۳۷.ابو هريره گفت كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«نمى دانم كه تبّع پيغمبر بود يا نبود».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 5، ص 34)
۱۵۳۸.روايت است از ابو أُمامه از أُبَىِّ كعب كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«هر كه حم الجاثيه بخواند، خداى تعالى به نزديك حساب عورت او باز پوشد و روعت و ترس او امن گرداند».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 5، ص 36)
۱۵۳۹.ابو أُمامه روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«در زير سايه آسمان هيچ معبود را نه پرستيدند كه خداى آن را دشمن تر دارد از هوا».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 5، ص 42)
۱۵۴۰.ابو هريره روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«خداى تعالى گفت: اى فرزند! آدم نگر تا نگويى نوميد باد روزگار كه روزگار منم و كار به من است كه شب و روز به من مى گردد. اگر خواهم فرو گذارم و اگر خواهم قبض كنم».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 5، ص 44)
۱۵۴۱.در خبر آن است كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«روزگار را دشنام مدهيد كه افعالى كه شما با روزگار حوالت مى كنيد، افعال خداست (جلّ جلاله)؛ از مرگ و زندگانى و بيمارى و تندرستى و فراخى و توانگرى و درويشى و مانند اين».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 5، ص 45)
۱۵۴۲.مجاهد روايت كرد از عبداللّه عمر كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«اوّل چيزى كه خداى تعالى آفريد، قلم بود و آن را از نور آفريد و طول او پانصد ساله راه باشد. آن گه لوح بيافريد و طول او پانصد ساله راه است. آن گه قلم را گفت: بر او بنويس، هر چه
خواهد بود تا قيامت و نام خلقان بنويس از برّ و فاجر و رطب و يابس».