551
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 203)

۱۹۶۱.روايت كردند از اميرالمؤمنين على بن ابى طالب (صلوات اللّه و سلامه عليه) كه او گفت:«دانيد كه دَرهاى دوزخ چگونه باشد؟»
گفتند: همچنان كه درهاى ماست.
گفت: «نه، درهاى دوزخ چنين باشد». و دستها بر هم نهاد و گفت: «خداى تعالى بهشتها بر عرض نهاده و دوزخ بر دركات طبقات يكى از زبر دگر. دركه اسفل را جهنّم گويند و بالاى آن لظى است و بالاى آن حطمه و بالاى آن سقر است و بالاى آن جحيم است و بالاى آن هاويه».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 241)

۱۹۶۲.ابو الطّفيل گفت:پسر كوّا پرسيد اميرالمؤمنين عليه السلام را از اين سواد كه در ميان ماه است. گفت: «آن آيت شب است كه خداى تعالى آن را محو كرد. آن اثر محو است».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳
، ج 3، ص 340)

۱۹۶۳.رضا عليه السلام روايت كرد از پدرش كاظم عليه السلام از صادق عليه السلام كه او گفت:«اگر خداى تعالى دانستى كه در مكروهات كلمتى هست خوارتر و اندك تر از اُف، مكلّف را از آن نهى كردى».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 3، ص 347)

۱۹۶۴.باقر عليه السلام گفت:«درخت ملعونه، بنى اميّه اند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 3، ص 366)

۱۹۶۵.مفضّل بن عمر روايت كرد از صادق جعفر بن محمّد كه او را از اين آيت پرسيدم، گفت:«مفضّل! چون روز قيامت باشد، منادى ندا كند: اى آنان كه در دنيا اقتداء به معصومين كرديد، به شمار گاه آى. آن گه گفت: به خداى كه اينكه شما را به ما باز خوانند و با ما نسبت كنند در آن مجمع، بر ما سخت تر آيد از حساب شما؛
براى آنكه اين خود تشويرى و خجالتى باشد كه ناپاكى را به پاكى نسبت كنند و آلوده را به پالوده باز خوانند».

1.روض الجنان، ج ۱۱، ص ۲۴۲ ـ ۲۴۳.

2.همان، ص ۳۲۶.

3.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۹۶.

4.همان، ص ۲۱۰.

5.همان، ص ۲۴۵.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
550

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 2، ص 656)

۱۹۵۷.عبداللّه بن احمد الطائى روايت كرد از پدرش، از جدّش، از زين العابدين على بن الحسين عليهم السلام كه گفت:«چون زليخا بر يوسف الحاح مى كرد، بتى در گوشه خانه نهاده بود. برفت و جامه بر روى آن بت افكند. يوسف عليه السلام گفت: چرا چنين كردى؟ گفت: او معبود من است. شرم دارم از او كه به مشاهده او معصيت كنم. يوسف عليه السلامگفت: عجب از تو شرم مى دارى از جمادى كه «لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً»۲ ؛ من شرم ندارم از خدايى كه خالق و رازق من است و منعم من و عالم سرّ و علانيه من است».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 3، ص 125 ـ 126)

۱۹۵۸.امام محمدباقر (عليه الصّلوة والسلام) گفت:«صاعقه به مؤمن و كافر برسد و به ذاكر نرسد كه ذكر خداى تعالى كند (جلّ جلاله)».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 3، ص 183)

۱۹۵۹.در تفسير آيه:«يَمْحُوا اللّه ُ ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ»۵ ، از اميرالمؤمنين على (صلوات اللّه و سلامه عليه) روايت كرده اند كه گفت: «احوال قرون خواست قرناً بعد قرن. در هر عصرى قرنى باشد. چون مدّت ايشان به سر آيد، نام ايشان بسترند و نام قرنى ديگر بنويسند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۶ ، ج 3، ص 200)

۱۹۶۰.عبداللّه بن عطا گفت كه از امام محمدباقر پرسيدم كه وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ كيست؟ گفت:«على بن ابى طالب (صلوات اللّه و سلامه عليه)».
راوى خبر گويد: با ابو جعفر در مسجد نشسته بودم، گفتم ابو جعفر را كه مردمان مى گويند كه وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ اين است. گفت: «نه، ذلك على بن ابى طالب».

1.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۸۶.

2.مريم (۱۹): آيه ۴۲.

3.روض الجنان، ج ۱۱، ص ۵۵.

4.همان، ص ۲۰۱.

5.الرعد (۱۳): آيه ۳۹.

6.روض الجنان، ج ۱۱، ص ۲۳۶.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 41992
صفحه از 647
پرینت  ارسال به