(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 203)
۱۹۶۱.روايت كردند از اميرالمؤمنين على بن ابى طالب (صلوات اللّه و سلامه عليه) كه او گفت:«دانيد كه دَرهاى دوزخ چگونه باشد؟»
گفتند: همچنان كه درهاى ماست.
گفت: «نه، درهاى دوزخ چنين باشد». و دستها بر هم نهاد و گفت: «خداى تعالى بهشتها بر عرض نهاده و دوزخ بر دركات طبقات يكى از زبر دگر. دركه اسفل را جهنّم گويند و بالاى آن لظى است و بالاى آن حطمه و بالاى آن سقر است و بالاى آن جحيم است و بالاى آن هاويه».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 241)
۱۹۶۲.ابو الطّفيل گفت:پسر كوّا پرسيد اميرالمؤمنين عليه السلام را از اين سواد كه در ميان ماه است. گفت: «آن آيت شب است كه خداى تعالى آن را محو كرد. آن اثر محو است».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳
، ج 3، ص 340)
۱۹۶۳.رضا عليه السلام روايت كرد از پدرش كاظم عليه السلام از صادق عليه السلام كه او گفت:«اگر خداى تعالى دانستى كه در مكروهات كلمتى هست خوارتر و اندك تر از اُف، مكلّف را از آن نهى كردى».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 3، ص 347)
۱۹۶۴.باقر عليه السلام گفت:«درخت ملعونه، بنى اميّه اند».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 3، ص 366)
۱۹۶۵.مفضّل بن عمر روايت كرد از صادق جعفر بن محمّد كه او را از اين آيت پرسيدم، گفت:«مفضّل! چون روز قيامت باشد، منادى ندا كند: اى آنان كه در دنيا اقتداء به معصومين كرديد، به شمار گاه آى. آن گه گفت: به خداى كه اينكه شما را به ما باز خوانند و با ما نسبت كنند در آن مجمع، بر ما سخت تر آيد از حساب شما؛
براى آنكه اين خود تشويرى و خجالتى باشد كه ناپاكى را به پاكى نسبت كنند و آلوده را به پالوده باز خوانند».